در خصوص حادثه آتش سوزی تیکان تپه
توضیحات کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در خصوص حادثه آتش سوزی تیکان تپه
خبر نگران کننده آتش زدن تکیه ای مذهبی در شهر تیکان تپه آن هم یک روز مانده به سوگواری تاسوا و عاشورا توسط عناصر وهابی نزدیک به گروه های تروریستی کرد حکایت از وجود دستانی ناپاک و بازی بسیار بسیار خطرناک گروه های تروریستی کرد با مذهب و اعتقادات دینی مردم دارد. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان بارها در مورد فعالیت گروه های تروریستی کرد در سازماندهی محافل وهابی و تحریک مذهبی اقلیت مهاجر کرد، بر علیه مردم ترک منطقه غرب آذربایجان هشدار داده است. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان مدت هاست که فعالیت و ارتباطات مالی محافل وهابی نزدیک به گروه های تروریستی کرد و اقدامات ضد مذهبی آنها در منطقه غرب آذربایجان خصوصا در شهرهای اورمیه،سولدوز، اشنویه،خانا( پیرانشهر)صائین قالا و تیکان تپه را رصد می کند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با محکوم کردن هر گونه اهانت به مقدسات دینی و استفاده ابزاری از مسئله دین و مذهب بار دیگر در خصوص سیاست های پشت پرده گروه های تروریستی کرد و همدستان شوونیست فارس شان در مورد استفاده ابزاری از احساسات مذهبی در منطقه غرب آذربایجان هشدار داده وبه مردم ترک منطقه غرب آذربایجان نیز یاد آوری می کند که آتش افروزی مذهبی بین شعیه و سنی ترفندی تاریخی می باشد برای تفرقه افکنی بین برادران ترک شیعه و سنی در غرب آذربایجان که در سنوات گذشته بر علیه ملل ترک مورد استفاده قرار گرفته و می بایست هوشیاری لازم را در این زمینه حفظ نمود.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
پنجم دی ماه هشتاد و هشت
تکیه اکبریه تیکان تپه(تکاب)توسط اکراد افراطی به آتش کشیده شد
روز جمعه هشتم ماه محرم (چهارم دیماه 1388) تکیه اکبریه توسط کردهای افراطی به آتش کشیده شد.
این تکیه یکی از قدیمیترین و بزرگترین هیئتهای عزاداری تیکان تپه محسوب می گردد که هم اکنون به محاصره اکراد درآمده است در حالیکه تا چند سال پیش ساکنان محوطه اطراف اکبریه تورک نشین بودند کردها به مدد پولهای بادآورده حاصل ازراه قاچاق،محله مورد نظر را اشغال نموده اند و این حسینیه قریب، تنها یادگار و نشانه حضور تورکهای شیعه در این محل می باشد. کردهای افراطی در تلاشند تا با از بین بردن این حسینیه هویت تورکی محل را از بین ببرند به همین دلیل روز جمعه به آتش زدن این محل اقدام نموده اند اما با کوشش خادمان،حسینیه از سوختن کامل نجات یافته با این حال درب حسینیه همراه با بیرقهای سیاه برافراشته از آن، بطور کامل در آتش سوخته و خاکستر شده اند.
در روزهای گذشته نیز اکراد افراطی، چندین بار اقدام به پاره کردن بیرقهای سیاه این حسینیه نموده اند که با اعتراض شدید خادمان این حسینیه روبرو شده است.شب گذشته نیز تعدادی از اکراد با حمله به دسته زنجیر زنی اکبریه تعدادی ازعزاداران حسینی را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
منطقه افشار یکی از پایتختهای باستانی آذربایجان ومرکز آن، تیکان تپه، یکی از استراتژیک ترین شهرهای منطقه محسوب می شود که در سالهای اخیر اکراد تلاش گسترده ای را برای اشغال این محل آغاز نموده اند و با اقداماتی حساب شده سعی دارند تا بتدریج هویت منطقه را بنفع اکراد تغییر دهند.
Print This Page
تجمع اعتراضی دانشجویان تورک دانشگاه تبریز
در اعتراض به ادعاهای ارضی کردها
تبریز سسی:دانشجویان ترک دانشگاه تبریز بعد از اعتراض های مکرر به کتابهای مورد نمایش در نمایشگاه کتاب کردی که با بی توجهی مسئولین همراه بود،در نهایت خود وارد عمل شدند. تجمع زمانی شروع شد که یکی از دانشجویان ترک با حضور در محل نمایشگاه کتابی را که حاوی نقشه مجعول کردستان بزرگ بود و نیز ادعاهای ارضی متعددی را نسبت به خاک های سرزمینی آذربایجان در متن خود داشت را پاره کرده و به هوا پرتاب نمود.سپس کردها به قصد ضرب و شتم این دانشجو به سوی وی حمله کردند .دانشجویان ترک حاضر در ساختمان مرکزی دانشجویان دانشگاه تبریز بعد از مشاهده این صحنه ها با شعار "آذربایجان میللتی ، چکممز بو ذیللتی" به داخل نمایشگاه کتاب هجوم بردند .که باعث شد کردها از این تصمیم خود صرف نظر کنند.دانشجویان ترک که در حدود 300 نفر بودند با تشکیل زنجیره انسانی در اطراف نمایشگاه مانع از رفت و آمد به داخل نمایشگاه شدند و تا یک ساعت نمایشگاه را به تعطیلی کشاندند که در نهایت غائله با دخالت ماموران حراست پایان یافت.دانشجویان خواهان تعطیلی نمایشگاه، برخورد قاطع مسئولین با برگزار کنندگان نمایشگاه و نیزعذر خواهی از دانشجویان ترک بودند.
اعترض دانشویان به کتابهایی بود که در متن خود عناوینی همچون "آپوئیسم،ادعاهای ارضی نسبت به غرب آذربایجان،توهین به انبییا و ائمه،نقشه کردستان بزرگ،تبلیغ گروهک های تروریستی پژاک و پ ک ک،تجلیل از جنایت های اسماعیل سمیتقو در گذشته در غرب آذربایجان،نوشته هایی در باب قاضی محمد،قاسملو و اوجالان،نوشته هایی در باب شبکه های تلوزیونی گروهک های تروریستی کرد از قبیل(ROJ TV,..) ..." را به همراه داشتند بود.دانشجویان بعد از آنکه با قول مساعد مسئولین مبنی بر برخورد با عاملین این توهین مواجه شدند به تجمع خود پایان دادند.اما اعلام کردند در صورت بی توجهی به در خواست هایشان در آینده ،دست به اقدامات دیگری خواهند زد.
خبر مربوط به ۳۰/۰۹/۸۸
Print This Page
چنگيز بخت آور آراميزدان گئتدي
آلديغيميز بيلگيلره گؤره تربزي شهريندن اولان اؤنلو ميللي فعال جناب چنگيز بخت آور اؤز ايش يئرينده دونيادان گئديب. ايلکين بيلگيلره گؤره اونون اؤلومو خسته ليکدن اولموشدور آنجاق قطعي سونوجا وارماق اوچون قانوني راپور ايسته نيله جکدير.
باي بک جناب بخت آورين اؤلومو موناسيبتيله ميلتيميزه و او جنابين آييله سينه باشساغليغي وئرير.
آرتيراق کي جناب بختاورين اؤلوموندن فايدالانماق ايسته ين فارس ايرقچيلاري نين ياشيل هرکاتي چاليشيرلار تا اونون اؤلومونو عاشورا چاتيشمالارينا باغلاسينلار. آرتيراق کي يالان شکيلده بير سيرا خبرلر ياييلير سانکي تبريزده ۴ باشقا ميللي فعالدا اؤلدورولوبلر! آلديغيميز بيلگيلره گؤره ميللي فعاللار عاشورا مراسيملرينده ضرر چکمييبلر و تبريز شهرينده ياشيل هرکاتينا دستک آکسييالاري کئچيرمييبلر. آنجاق آز ساييدا ياشيلچي عزادارليقلاري بيربيرينه وورماغا قالخيشيبلار کي اونلاريندا دستکسيز قالاراق مجليسدن گئتمه سي راپور اولونوب.
Print This Page
درگذشت چنگیز بخت اور فعال آذربایجانی
آقاي چنگیز بخت اور فعال آذربایجانی
در محل کار خود فوت کرده اند. طبق گزارشات اوليه فوت ايشان به دليل ناراحتي جسماني بوده است ولي براي اطمينان از مرگ طبيعي ايشان گزارش پزکشي قانوني درخواست شده است.
باي بک اين ضايعه دردناک را به ملت آذربايجان و نيز خانواده جناب بخت آور تسليت ميگويد.
خاطرنشان ميسازد که اعضاي جنبش سبز که متعلق به سيستم نژادپرست فارس ميباشد تلاش ميکنند با سؤاستفاده از مرگ چنگيز بخت آور اوضاع تبريز را نيز به نفع جنبش سبز گزارش نمايند و حتي گزارش از مرگ ۴ نفر در اغتشاشات متعلق به جنبش سبز ارائه مينمايند. بنا به اخبار رسيده٫ هيچيک از فعالان ملي به جنبش سبز نپيوسته اند و هيچ گزارشي از مرگ و يا قتل افراد داده نشده است. لازم به ذکر است که تعداد اندکي از هواداران جنبش سبز اقدام به ايجاد آشوب در مراسم عزاداري عاشورا کرده اند که به خاطر عدم حمايت عمومي مجبور به ترک محل شده اند.
ساعت 9:30 سه شنبه تاریخ ۰۸/10/88
مراسم تشعیع جنازه درقبرستان مارالان
Print This Page
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
و بر حسینی می گریند که آزاده زیست.
(دکتر شریعتی)
منجه او ایمام ،اوزگور یاشادی و اوز شهادتینن ،بیز لره بیر بویوک درس وئردی...
((ایه گرکلی اولسا اولوم نن قورخمایین و اولون ،آمما ظولمون آلتیندا یاشامایین...))
آمما ،یازیقلار اولسون ...
ایندی کی زامان دا،چوخلاری حاضیر اولورلار هر بیر ظولومون آلتیندا قالا لار،آمما بیر داملا چوخ یاشایالار بو فانی دونیا دا !!!
بو قونو دا ،دوکتور شریعتی دن بیر یازی گوردوم ،چوخ خوشوما گه لدی:
((در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست.))
عزیز وطن داش لار
ایندی سه ایه بیز اوزوموزی ،حسین(ع) چی ،بیلیریک ،گرک ظولمون قاباغیندا دایاناق و اونون آلتیندا یاشامایا رازی اولمیئک...
یئری وار بوگوزل قوشمانی دا ائله بوردا،سیزین اوچون قویام:
ای حوسینه آغلایانلار آغلایین اوز حالوزا
ایندی آغلیر كربلا شاهی سیزین احوالوزا
رادمردان خدا اولمز همیشه زینده دیر
سیز اولرسیز باخمایین بوجارو بو جنجالوزا
امت بی غیرتی نئینیر ایمام تشنه لب
احتیاجی یوخ سیزین بیر قطره اشك آلوزا
آغلاماق وئرمه ز نتیجه عزت دین اولماسا
یا گولون یا آغلایین یا كول یاخین سققالوزا
شیمردن آرتیق حوسینه سیز اذیت ائیله دیز
ای خلاف شرع ائدنلر بیر باخین اعمالوزا
شمر بیر دفعه حوسینی اولدوروب، مین دفعه سیز
اولدوره رسیز گر دوشه ایندی سیزین چنگالوزا
سوزلریز، غیبتدی، بهتاندی، یالاندی افترا
نه وئره ر آللاه سیزین بو خشگه قیل و قالوزا
بیر بئله دادوفغان ائتدیز حوسینه آغلادیز
ای منافقلر نه آلدیز باغلادیز دسمالوزا
نور چشم مصطفی محبوب رب العالمین
دوز مسلمانی سئوه ر آند اولسون ایستیقلالوزا
خامس آل عبانین بیلمه دیز مقصودینی
ایسته دی بلكه وئره رونق سیزین اجلالوزا
شرقدن غربه گره ك سیز اولایدیز حكمران
لیك سیز آماده سیز ایندی اوز اضمحلالوزا
پاكدل اینسان سیزی گورسه یقین گمراه اولار
كیم سیزی ناپاك ائدیب لعنت گله غسالوزا
خلقی شیطان تولایاندا تولوسوز شیطانی سیز
مات و حیران قالمیشام بو شیوه ی اغفالوزا
یا گلین بو درگه سلطانه سیز اصلاح اولون
یا گلین تابع اولون بیر دفعه اوز دجالوزا
اهل قرآن سیز اگر، قرآنی ایله رفتار ائدین
ناطق قرآن سیزین باخسین گوزل اعمالوزا
زیر بار ظلمته او عالمده بیر آن گئتمه دی
سیز ولی بیر عمر آلدیز بار ذلت دالوزا
لعنت پروردگار اولسون گوروم صبح و مسا
پی، پارافیندن قئییرمه یاغ ساتان بققالوزا
وار بیر عده حوسنچی پاكدامن بی ریا
نه سیزه بنزه ر نه سیزین امثالوزا
من سیزه آللاهدن هر وقت توفیق ایسته ره م
سیزده توفیق ایسته یین((حداد)) تك تقالوزا
Print This Page
حزب حامي تروريسم کرد در تورکيه منحل شد
دادگاه قانون اساسی ترکیه حکم انحلال حزب جامعه دموکراتیک را صادر کرد.
دادگاه قانون اساسی ترکیه به مدت چهار روز به بررسی این حکم می پرداخت.
به گزارش ت.ر.ت٫ تعطیلی حزب جامعه دموکراتیک با استناد به مواد ٦۸ و ٦۹ قانون اساسی و مواد ۱۰۱ و ۱۰۳ قانون شماره ۲۸۲۰ فعالیتهای احزاب سیاسی صورت گرفته است.
این دادگاه به اتفاق آراء به دلیل “ارتباط با گروه ترور در کنار فعالیتهای غیرقانونی و تبدیل شدن به مرکز فعالیتهای جدائی طلبانه و مغایر تمامیت ارضی” حکم اعلام انحلال حزب جامعه دموکراتیک را صادر کرده است.
هاشم کیلیچ رئیس دادگاه قانون اساسی در این باره گفت: “یک حزب سیاسی حق فعالیتهای تروریستی، اقدامات خشونت آمیز و فشار را ندارد. یک حزب سیاسی باید بین فعالیتها و سخنان حاوی فعالیتهای تروریستی و خشونت آمیز با فعالیتها و پیشنهادات صلح طلبانه تمایز قائل شود. دادگاه حقوق بشر اروپا نیز طی سالهای گذشته روی این موضوع ایستادگی کرده است. ”
رهبران حزب جامعه دموکراتیک پیش از این بارها اعلام کرده بودند که رهبر واقعی شان عبدالله اوجالان سرکرده زندانی سازمان تروریستی پ.ک.ک می باشد و عامل بسیاری از تحریکات غیرقانونی در کشور بوده اند.
سازمان تروریستی پ.ک.ک یک سازمان غیرقانونی است که از سوی کشورهای مختلف و سازمانهای بین المللی به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده و مسئول کشته شدن ۴۰ هزار بیگناه است.
دادستانی کل دادگاه عالی فرجام در ۱۶ ام نوامبر ۲۰۰۷ دعوی خود در رابطه با انحلال حزب جامعه دموکرات را با این دلیل که “حزب جامعه دموکرات تبدیل به مرکز عملیات علیه یکپارچگی ارضی و ملی کشور گردیده است” باز کرده بود.
در ادعانامه مربوطه خواسته شده است تا ۲۱۹ عضو حزب جامعه دموکرات، منجمله ۸ نماینده آن در مجلس ملی کبیر ترکیه از سیاست منع گردند.
Print This Page
حکومت نظامی در خیابانهای اطراف بیت آیت الله منتظری
در پی لغو مراسم ختم آیتالله منتظری در مسجد اعظم شهر قم، نیروهای انتظامی و نظامی منزل وی و خیابانهای مجاور را به محاصره خود در آوردهاند
به گزارش بیزیم تبریز نیوز احمد منتظری، فرزند آیتالله حسینعلی منتظری، روز دوشنبه در گفتوگو با خی خبرگزاریها اعلام کرده بود که مراسم بزرگداشت این مرجع شیعه به دلیل حضور «گروهی بزرگ از لباسشخصیها» و «اشغال مسجد» توسط آنها بر هم خورده و این افراد «نگذاشتهاند که مراسم برگزار شود».
هروز سهشنبه سعید منتظری فرزند آیتالله منتظری گفته است ، «اطراف منزل حکومت نظامی شده است و انواع و اقسام نیروهای نظامی و انتظامی با سپر و باتوم در آنجا مستقر شدهاند و اجازه رفت و آمد به بیت را نمیدهند.» بنا به سایت خبری نوروز، نیروهای مهاجم بسیجی و لباس شخصی اقدام به شکستن شیشههای بیت آیتالله منتظری کردهاند و ماموران انتظامی نیز تنها شاهد ماجرا بوده و اقدامی برای جلوگیری از تعرض به منزل آیتالله منتظری به عمل نیاوردهاند
گفتنی است خودرو حامل میر حسین موسوی نیز در راه بازگشت به تهران مورد حمله افراد لباس شخصی قرار گرفته و خساراتی به آن وارد شده بود
Print This Page
گزارش جالب اورمو نیوز از حواشی بازی تراختور و شاهین بوشهر
در بیستمین هفته از سری مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران ، دو تیم تراکتور سازی تبریز و شاهین بوشهر روز جمعه بیست هفتم آذر ماه در هوایی سرد و بارانی با حضور بیش از شصت و پنج هزار نفر در استادیوم یادگار امام شهر تبریز که با نتیجه تساوی یک بر یک به پایان رسید در مقابل هم قرار گرفتند. بازی این هفته تراکتور سازی نیز همچو سایر بازهای خانگی و دور از خانه این تیم دارای حاشیه های بسیار جالبی بود. حضور بیش از شصت و پنج هزار نفر جوان آذربایجانی در هوای سرد و بارانی شهر تبریز که از ساعات ها قبل در اتوبان های منتهی به استادیوم یادگار امام با شعار های هیجانی و ملی گرایانه به حرکت در آمده بودند حاکی از اشتیاق و اداره خاص در بین جوانان دارد. گروه هایی از هواداران تیم تراکتور سازی تبریز از سایر شهرهای آذربایجان نیز برای حمایت از تیم خود وارد شهر تبریز شده بودند. امروز از اوایل صبح اتومبیل هایی که به رنگ سرخ رنگ آمیزی شده بودند از شهرهای مرند، جلفا، سولدوز( نقده)، قوشاچایی( میاندواب) ، اورمیه، خوی،خلخال، چالدارن و ماکو... وارد شهر تبریز شده و چند ساعت مانده به بازی تراکتور سازی و شاهین بوشهر اتوبان منتهی به استادیوم یادگار امام مملو از اتوبوس ها، اتومبیل ها و موتور سوارانی بود که با پرچم های سرخ تراکتور سازی به سوی استادیوم در حرکت بودند و جوانان با علامت های انگشت نشان گرگ خاکستری( بوزقورد) که سمبل جریان ملی گرای آذربایجانی است به ابراز احساسات می پرداختند.
در این بازی نیز حضور نیروهای لباس شخصی، پلیس ضد شورش و نیروهای انتظامی بسیار چشمگیر بود و در ورودی های استادیوم تماشاگران به شدت بازرسی بدنی می شدند. تعدادی از پارچه های همراه تماشاگران که به زبان ترکی نوشته شده بود از سوی نیروی انتظامی ضبط گردید ولی گروه خبری اورمو نیوز هیچ گزارشی از بازداشت و دستگیری کسی دریافت نکرد. در داخل استادیوم و در بین تماشاگران نیروی انتظامی پلاکارد های بسیار بزرگی با نوشته هایی همچو" یا اباعبدالله حسین"، " یا حسین" بر افراشته بود. قبل از آغاز بازی مسئولین تربیت بدنی شهر تبریز تلاش کردند که با استفاده از بلند گوی جایگاه شعار هایی در محکومیت پاره کردن تصاویر آیت الله خمینی سر دهند که با بی توجهی تماشاگران این تلاش مسئولین نیمه کاره ماند.
قبل از اینکه بازی در ساعت 2 بعد از ظهر آغاز شود، شور و هیجان زایدالوصفی در استادیوم حاکم بود هنگام تلاوت قران مجید تمام تماشاگران با حرکتی جالب و در تحسین بر انگیز از صندلی های خود به پا خواسته و در سکوتی کامل، انگشتان دست خود را با نشان گرگ خاکستری( بوزقورد) تاپایان تلات قران مجید در بالای سر خود نگه داشتند. در سراسر نیم اول بازی و در نیمه دوم بازی تشویق های ملی و سمبل بوزقورد تیم تراکتور سازی را همراهی می کرد. در بین دو نیمه فردی از بلند گویی جایگاه به مداحی و نوحه سرایی آغاز ماه محرم پرداخت. در بازی این هفته تراکتور سازی شعارهای تماشاگران حال و هوای متفاوت تری به خود گرفته بود،"آذربایجان یوردوموز – تراختور بوزقوردوموز"،"تراختورو ائل ایستییر – شرفلی میللت ایستییر"، " تراختور قهرمان – قربانی داوران" و.... از جمله این شعار ها بود.
پارچه نوشته هایی نیز با عناوین: "گوزل سولدوز دیاریمیز- تراختور ایفتخاریمیز"، " اورمیه اویاخدی- تراختورا دیاخدی"،"تراختور اورمونون قلبی دیر"، " یاشاسین تراختور آذربایجان" و.... به چشم می خورد. از نقاط جالب و بسیار دیدنی مسابقات که تقریبا به سنت تبدیل شده ، وقتی دوربین های استادیوم که به تلویزیون های بسیار بزرگی در اطراف استادیوم متصل می باشد و بازی ها را به صورت زنده برای تماشاگران داخل استادیوم پخش می کنند بر روی تماشاگران زوم می کنند همه تماشاگران در حرکتی هماهنگ انگشتان خود را به علامت گرگ خاکستری ( بوزقورد) بالا می بردند که تصاویر بسیار بسیار جالبی از تلویزیون های استادیوم پخش می شود.
با پایان بازی جمعیت حاضر در استادیوم در هوای سرد و بارانی و زمین های گل آلود که نشان از بی تدبیری، بی لیاقتی و توجهی مسئولین ورزشی و شهرداری تبریز دارد( حتی در دستشویی های استادیوم نیز بر روی تماشاگران بسته می شود) با پای پیدا که راه کمی نیز نیست به طرف اتوبان حرکت کردند، هنگام خروج تماشاگران از استادیوم جمعیتی قریب به هشتصد نفر با شعار های: " هارای هارای من تورک"،تورک دیلنده مدرسه اولمالی دیر هر کسه"، آذربایجان وار اولسون دوشمن لاری خوار اولسون" ، " تبریز باکی آنکارا فارس لار هارا بیز هارا" ، " آذربایجان بیزیم دیر افغانستان سیزین دیر" و... به سوی اتوبان راهپیمایی نمودند.
با ورود جمعیت به اتوبان، اتومبیل ها مجبور به توقف شده و ترافیک سنگینی بر اتوبان حکم فرما شد. با تجمع قریب به هزار نفر در اتوبان شعار ها کمی تند تر و سیاسی تر شده و مردم شروع به سر دادن شعار " استقلال ، آزادی، جمهوری آذری" کردند، که در این هنگام پلیس حاضر در محل با باتوم به سوی شعار دهندگان حمله ور شدند. به علت ترافیک سنگین و تعداد زیاد جمعیت پلیس قادر به ممانعت از شعار ها نشده و جمعیت با شعار های ملی گرایانه و علامت های بوزقورد به سوی شهر تبریز حرکت کرده و با افزایش و حضور سنگین پلیس جمعیت متفرق شدند.
ترمینال شهر تبریز امروز پذیرای حضور بسیار سنگین تماشا گران هوادار تیم تراکتور سازی بود که از شهرهای مختلف به شهر تبریز آمده بودند و باید گفت که در هوای سرد شهر تبریز، تماشاگران برای برگشتن به خانه های خود با مشکلات بسیاری روبرو بودند. حضور جوانان مشتاق اورمیه ای در ترمینال شهر تبریز چنان زیاد بود که گویا آدمی در ترمینال شهر اورمیه دنبال اتوبوس می گردد.
Print This Page
گروگانگیری و قتل سرمایه دار تورک توسط تروریست های کرد
بر اساس گزارشات دریافتی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از شهر سلماس جسد "حاج اصغر قلی پور" سرمایه دار هفتاد و پنج ساله سلماسی در ارتفاعات "شه پیران" پیدا شد. "حاج اصغر قلی پور" مدرسه ساز مشهور سلماسی که به دلیل سرمایه گذاری های کلان در سلماس و انجام امورات خیرخواهانه در بین مردم از محبوبیت بالایی برخوردار بود نزدیک به سه ماه قبل هنگام انجام ورزش صبحگاهی از پارک شهر ربوده می شود. خبر ناپدید شدن " حاج اصغر قلی پور" به سرعت در شهر سلماس پیچیده و موجب ایجاد جوی خاص در بین مردم منطقه می گردد. به دلیل حساسیت های ایجاد شده در منطقه و پی گیری های نماینده شهر سلماس در مجلس شورای اسلامی، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی فعالیت گسترده ای را برای یافتن وی آغاز نمودند ولی تمام فعالیت ها ناکام مانده و فقط در تحقیقات صورت گرفته هویت و وابستگی گروهی گروگانگیرها به گروه تروریستی پژاک مشخص شد.
گروگان گیر ها طی تماس هایی با خانواده"حاج اصغر قلی پور" خواستار پرداخت مبلغ سه میلیون "یورو" آن هم در خاک عراق به وابستگان گروه تروریستی پژاک را شدند. اما چندی پیش بدن بی جان "حاج اصغر قلی پور" که ظاهرا هنگام انتقال وی به خاک ترکیه به دلیل عدم پرداخت وجه درخواستی به صورت دهشتناکی به قتل رسیده بود توسط نیروهای گشتی سپاه پاسداران در ارتفاعات "شه پیران" پیدا شد. مراسم تشیع و جنازه و یادبود"حاج اصغر قلی پور" با حضور انبوهی از مردم سلماس و دوستداران وی برگزار گردید. طبق آخرین گزارشات دریافتی نیروهای امنیتی تاکنون موفق به دستگیری عناصر تروریست کرد عامل قتل سرمایه دار ترک سلماسی نشده اند. حادثه تروریستی قتل "حاج اصغر قلی پور" تاثیر روانی شدیدی بر روی مردم و صاحبان صنایع و سرمایه در منطقه سلماس گذارده و نگرانی شدیدی در رابطه با اخاذی،راهزنی و قتل مردم بی گناه توسط گروه های تروریستی کرد در منطقه به وجود آمده است.
Print This Page
ایجاد جنگ روانی تروریسم کرد
بر علیه دانشجویان هویت طلب آذربایجانی
جنبش دانشجویی آذربایجان از جمله جریان های پر نفوذ دانشجویی به شمار می آید که در تمامی مناطق آذربایجان گسترش یافته و نبض سیاسی، صنفی و دانشجویی دانشگاه های آذربایجان به صورت بلا منازع تحت تاثیر جنبش دانشجویی آذربایجان قرار دارد. دانشگاه های منطقه غرب آذربایجان خصوصا دانشگاه شهر اورمیه نیز از این امر مستثنی نبوده و دانشجویان هویت طلب جنبش دانشجویی آذربایجان دانشگاه های منطقه غرب آذربایجان بار سنگینی را در دفاع از هویت ملی و ارضی آذربایجان به دوش می کشند.دانشجویان هویت طلب جنبش دانشجویی آذربایجان در دانشگاه های منطقه غرب آذربایجان در عین حالی که رسالت ملی خود را در پیشبرد حرکت ملی آذربایجان به انجام می رسانند همگام با سایر نیروهای ملی در جبهه ملی مبارزه با تروریسم به صورت آکتیو فعالیت می نمایند که این مسئله باعث ناکام ماندن توطئه های عناصر هوادار گروه های تروریستی کرد در دانشگاه های منطقه غرب آذربایجان شده است.
اخیرا یکی از سایت های(http://www.urmiye.eu/farsi/news.php?readmore=365) نزدیک به گروه تروریستی حزب دمکرات کردستان که تخیلات شوم آن منجر به کشتار صدها انسان بی گناه ترک آذربایجانی در منطقه غرب آذربایجان گردیده از انسجام ملی دانشجویان هویت طلب جنبش دانشجویی و ناکام ماندن دانشجویان هوادار گروه های تروریستی کرد به خود نالیده و در حالی که مدت زمانی به زمان برگزاری انتخابات شورای صنفی دانشجویان دانشگاه اورمیه باقی مانده از هم اکنون به صورت حرفه ای اقدام به ایجاد جبهه جنگ روانی بر علیه دانشجویان هویت طلب آذربایجانی نموده است. آن گونه که اشاره گردید در دانشگاه اورمیه نیز تحولات سیاسی و صنفی تحت تاثیر جریانات دانشجویی جنبش دانشجویی آذربایجان بوده و نهاد صنفی شورای صنفی دانشگاه تحت نظارت این دانشجویان قرار داشته و سال گذشته تلاش های عناصر هوادار گروه های تروریستی کرد برای به دست گرفتن این شورا با حضور فعالانه دانشجویان هویت طلب ناکام ماند. خبر های دریافتی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان حکایت از آن دارد که عناصر هوادار گروه های تروریستی کرد فعال در دانشگاه اورمیه که ارتباطات تنگاتنگی با لابی سیاسی گروه های تروریستی کرد در بیرون از دانشگاه و فعال در موسسه ای موسوم به " اندیشه احمد خانی" دارند فعالیت خود را برای تخریب چهره های دانشجویی جنبش دانشجویی آذربایجان و به دست گرفتن نهاد شورای صنفی دانشگاه آغاز کرده اند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ضمن رعایت کامل استقلال جنبش دانشجویی آذربایجان بر حسب مسئولیت تاریخی فعالیت عناصر گروه های تروریستی کرد در دانشگاه های منطقه غرب آذربایجان را به دقت تحت نظر داشته و حمایت کامل خود از جنبش دانشجویی آذربایجان را ادامه خواهد داد.
مطالبی چند در رابطه با انتخابات سال گذشته شورای صنفی دانشگاه اورمیه:
http://bati-az.com/index.php?option=com_content&task=view&id=197&Itemid=2
http://bati-az.com/index.php?option=com_content&task=view&id=199&Itemid=2
متن خبر سایت نزدیک به گروه تروریستی حزب دمکرات کردستان در رابطه با شورای صنفی دانشگاه اورمیه:
CAPK آگری / ارومیه: يکي از نهاد هاي دانشجويی موجود در دانشگاه که بايد از حقوق صنفی از جمله خوابگاه غذا و امکانات رفاهي که دانشگاه براي دانشجويان فراهم می کند نظارت داشته باشد شورای صنفي دانشگاه است که در هر دانشکده برای يک سال با انتخابات گروهی را براي پست شوراي صنفي از ميان خود دانشجويان انتخاب می کنند ام مچندين سال است که در دانشگاه اروميه باندهای مافيايی که در خود دانشگاه هم وجود دارد به اين نهاد کوچک هم رحم نکردند و با دست اندازي در اين نهاد و با تفرقه انداختن در ميان دانشجويان عده خاصی از نوچه هاي خود را با اين تفکر که اروميه يک شهر ترک نشين است و بايدهمانطور که مسئولان دانشگاه ترک هستند شورای صنفی و...هم ترک باشند وبا سوئ استفاده از احساسات ملی دانشجويان ترک و فريب آنان و تقلب و حمايت علنی از آنان عده ای از دانشجويان مزدور و نوچه های خود را به اسم ملی گرايان ترک بر اين نهاد دانشچجويی حاکم کردند و اين سياست پليد دوره های متماديست که ادامه دارد با اين کار به چندين هدف خود رسيدند اول اينکه اتحاد بين دانشجويان کرد و ترک را به هم زدند و تفرقه حاکم شد دوم اينکه با نوچه هاي خود همهجوره ميتوانستند به دزدي و... خود ادامه داده و ديگر نماينده اي در کار نبود که از حق و حقوق دانشجويان دفاع کند.
و مزيت ديگری که برايشان داشت اين بود که صدای اعتراض عده زيادي از دانشجويان ترک را در اعتراض به وضع بد امکانات رفاهي دانشگاه خاموش مي کردند چون اين دانشجويان خود به اين نماينده ها که در راس کار بودند راي داده بودند و چون ترک بودند و شوراي صنفی دست ترک ها بود نبايد از آن انتقاد کنند و تا مي شد هم بايد ازآن حمايت مي کردندتا اين کرسي در دانشگاه از دستشان نرود در اين ميان تنها و تنها خود دانشجويان از اين به ظاهر انتخاب ضرر مي کردند و بس بيشتر از همه هم خود دانشجويان ترک چون با اين وضع حق اعتراض هم از آنان گرفته شده بود و اما اکنون دانشجويان آگاه کرد با پخش شب نامه اي در اين مورد و با سر رسيدن موعد دوباره تعيين اين نمايندگان در دانشگاه مواضع خود را در اين باره اعلام کردند و با دعوت همه دانشجويان به عدم شرکت در اين انتخابات اين سياست پليد مسئولان را محکوم کرده اند.
شايان ذکر است که پس از تقلب های گسترده در انتخابات سال گذشته دانشجويان کرد در محوطه پرديس شهر دانشگاه اروميه واقع در خيابان دانشکده دست به تحسن زدند و اعتراض خود را به نمايش گذاشتند که فيلم و عکسهای آن را پارسال برايتان ارسال کرده بودم .
Print This Page
سعید مرتضوی به اتهام " فساد مالی واخلاقی " بازداشت شده بود
یک پایگاه اینترنتی وابسته به جبهه مشارکت از احزاب عمده اصلاح طلبان تاکید کرد سعید مرتضوی دادستان سابق تهران درسال 86 به دلیل " فساد مالی وفساد اخلاقی " بازداشت شده بود اما " با دخالت نهادهای قدرت " آزاد شده بود.
سایت نوروز به نقل از یک وکیل دادگستری نوشت :" سعید مرتضوی، دادستان معزول تهران به دلیل فساد مالی و پرونده های متعدد فساد اخلاقی در سال 86 به دستورهاشمی شاهرودی، رییس وقت قوه قضاییه بازداشت شده بود."
وکیل دادگستری که نام او در گزارش منتشرنشده افزود :" بازداشت سعید مرتضوی به هیچ وجه خبری و رسانه ای نشده بود."
وی گفت:" دادستان سابق تهران که به دستورشخص هاشمی شاهرودی بازداشت شده بود، بعد از دوشب بازداشت، با حمایت نهادهای قدرت آزاد شده بود."
بر اساس این گزارش :" رسانه های وابسته به اقتدارگرایان درهمان زمان و بلافاصله پس از آزادی قاضی مرتضوی عکس حضور او را در مراسمی رسمی منتشر کردند تا حمایت خود از وی نشان دهند و جلوی انتشار احتمالی خبر بازداشت کوتاه وی را بگیرند."
سعید مرتضوی همزمان با اوج فعالیت اصلاح طلبان پس ازپیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1997 به مهمترین عامل مقابله با آنها درآمده بود.
زمانی که مرتضوی رئیس دادگاه مطبوعات بود دهها روزنامه و نشریه اصلاح طلب به دستور او توقیف شده بودند.
او پس از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی ایران که روزنامه های اصلاح طلبان را به عنوان " پایگاه دشمن " توصیف کرد در یک روز دستور توقیف 18 روزنامه ونشریه را صادر کرد.
مرتضوی همچنین طی حوادث انتخابات جنجال برانگیز گذشته در ایران حکم دستگیری بسیاری از روزنامه نگاران وسران اصلاح طلب را صادر کرده بود.
رئیس جدید قوه قضائیه اخیرا وی را به سمت معاون دادستان کل کشور منصوب کرده وعباس جعفری دولت آبادی که قبلا رئیس دادگستری خوزستان بود به جای او منصوب کرد.
Print This Page
تراکتورسازی باید نماد وحدت آذربایجان باشد
فوتبال اکنون بعنوان صنعت و پدیده ایی اجتماعی و سیاسی در جهان از جمله محبوترین دلبستگی های جوامع مختلف محسوب می گردد. سالیانه میلیاردها دلار در این صنعت جابجا می شود و علاوه بر مسائل اقتصادی هر کسی بنا بر فراخور فکری اش از این پدیده اجتماعی استفاده می کند. اکنون نمی توان منکر دخالت سیاست در فوتبال بود که این موضوع در ایران رنگ و بوی بیشتر و محسوس تری دارد، مثلا تقریبا همه مدیران باشگاهها از بین مسئولان و سیاسیون و نظامیان انتخاب می شوند و اکثریت قریب به اتفاق باشگاههای فوتبال در ایران وابسته به دو ارگان وزارت صنایع و نهادهای نظامی هستند.
سمبل فوتبال در آذربایجان نیز همواره شهر تبریز و باشگاه تراکتورسازی و نیز باشگاههای دیگری نظیر ماشین سازی، شهرداری، ایدم و ... بوده است که در این بین تراکتورسازی را بی شک میتوان سمبل فوتبال آذربایجان دانست. آخرین باری که این تیم در لیگ برتر فوتبال ایران حضور داشت مربوط به لیگ 1380-1381 بود که در طی آن بازیها به لیگ پایین تر سقوط کرد و اکنون پس از هشت سال با چهره ای کاملا متفاوت بار دیگر وارد لیگ برتر کشور شده است. در دهه های قبل شاید همگی تیمها و نیز تراکتورسازی در برخی از مسابقات با تیمهای پایتخت حتی در شهر خود نیز غریبه بودند که امسال شیرمردان آذربایجان در قالب تراکتورسازان معادلات موجود را بطور خیره کننده ایی برهم زده اند و در همه بازیهای این تیم مردم آذربایجان و تورک زبانان ایران از همه نقاط کشور عاشقانه تیم تراکتور را حمایت و همراهی میکنند. اگر به ریشه و زمینه های این مساله نظر افکنیم بی شک نقش فعالان هویت گرای آذربایجان و رشد شعور هویت گرایی و حس وطن دوستی و عرق ملی از جمله عوامل اصلی چنین حمایتی است. محتوای شعارهای هواداران تراکتورسازی همگی برگرفته از دردهای چندین ساله مردم آذربایجان است که با طنین دلنواز و صدایی رسا اینبار از استادیوم های ورزشی فریاد عدالت خواهی سر میدهند. ((یاشاسین آذربایجان))، ((یئل یاتار طوفان یاتار یاتماز تراختور بایرقی))، ((ترختورو ائل ایستر شرفلی میلت ایستر))، ((آذربایجان واریمیز تراختور افتخاریمیز)) و ... همگی شعارهایی هستند که در بررسی آنها بیش از همه حس وطن دوستی آذربایجانیان و تورکهای ایران ملموس است. حمایتها از تراکتور سازی بقدری شدید است که شاید بهتر است بجای ((تراکتورسازی تبریز))، ((تراکتورسازی آذربایجان)) نوشته شود چراكه اين تيم متعلق به شخص، گروه، نهاد یا جریان خاصی نیست.
اکنون مساله ایی که وجود دارد اینست که باید از این نهال و پایگاه حراست شود تا خدای نکرده اسیر حیله های بدخواهان و یا اشتباهات افراد هیجانی و نیز مورد سوءاستفاده جریانات سیاسی، گروههای سیاسی واقع نشود و وحدتی که در استادیومها شعار ((یاشاسین آذربایجان)) را با تمام دل و جان سر میدهند تبدیل به دو دستگی و حتی نفرت نشود. باید پذیرفت که بدخواهان آذربایجان تاب و توان و ظرفیت وحدت و یکدلی در آذربایجان را ندارند و به هر نحو ممکن در صدد خواهند بود تا در بین لایه های مختلف مردم آذربایجان تفرقه و اختلاف بیاندازند، اکنون که تراکتورسازی نماد وحدت آذربایجان شده است جا دارد تا فعالان و گروهها و جریانات مختلف سیاسی در آذربایجان با دقت بیشتری و بدور از احساسات و اقدامات زودگذر و هیجانی به مساله نظر افکنند و منافع کل مردم را در نظر بگیرند و کاری نکنند که خدای نکرده موجبات و زمینه های مسائلی در آذربایجان را فراهم آورد که خواست بدخواهان آذربایجان است. می توان بدخواهان را به دو دسته تقسیم کرد که یکی از ایشان آگاهانه و با قصد و نیت قبلی هدف آسیب رساندن به موضوعی را دارد و دسته دیگر آن افرادی هستند که ناآگاهانه و از سر جهالت و نادانی می خواهند کارهایی انجام دهند که در نهایت موجبات سرخوردگی و چنددستگی در آذربایجان را بوجود خواهد آورد یا آنرا شدت خواهد بخشید، اینگونه افراد یا دسته جات در واقع همان کارهایی را انجام میدهند که در اصل آرزوی بدخواهان (از نوع دسته یک) آذربایجان است. فعالان، گروهها و جریانات سیاسی موجود در آذربایجان باید بپذیرند و عادت کنند که باید بطرف وحدت پیش رفت و لزومی ندارد در مسائلی همه گیر بر طبل انحصارگرایی بزنیم و دست آوردهای ((همه)) را منحصر به ((خود)) بکنیم. تبلیغات و سهم خواهی را باید در مکانها و زمانهای دیگری که آسیبی بر منافع مردم وارد نشود جست.. باید عادت کنیم که می توانیم در کنار همدیگر و فارغ از هرگونه دسته بندی نماد یکدلی آذربایجان باشیم. باید عادت کنیم که در مسیر مردم گام برداریم و بپذیریم که اشتباهات ما موجبات فاصله انداختن در بین لایه های مختلف مردم میشود. امیدوارم تراکتورسازی همچنان نماد وحدت آذربایجان باشد.
رضا داغستانی
اورمیه 28آبان1388
Print This Page
بيانيه اعتراضي جمعيت آذر در مورد پخش فيلم توهين آميز بر عليه
آذربايجانيان از تلويزيون ایران
حاکمییت جمهوری اسلامی و عوامل آن جهت سرکوبی حرکات اقوام ساکن در ایران از تمام ابزار و آلات ممکن حد اکثر استفاده را میکند.
آنچه تاریخ شاهد بود، حکومت جمهوری اسلامی از بیم رشد و شکل گیری تقاضاهای بر حق ملت آذربایجان در ایران، ابتدا با کمکهای تسلیحاتی خود به دولت ارمنستان بر علیه ملت و دولت جمهوری آذربایجان، در تضعیف و پیشگیری رشد یک دولت موفق جمهوری آذربایجان تمام تلاشهای خود را به کار بست. اشتراک در جنایاتی که ارامنه بر علیه ملت آذربایجان انجام داد همچون برگه ی ننگینی در کارنامه ی سیاه جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند.
حکومت از هیچ سمپاشی بر علیه ملت آذربایجان دریغ نداشته. رسانههای گروهی که تا کنون کاری جز بردگی حکومت را بر عهده نداشتند، نیز در این جنایت شرکت فعال و بی دریغ داشتند. با ساختن انواع و اقسام فیلمهای سینمایی و تلویزونی، با دست در دست دادن دولت جنایت کار ارمنستان با راه انداختن جنگی روانی برای رسیدن به اهداف غیرا انسانی این حکومت کمک مستقیم میکنند .
یکی از آخرین ترفندهای حکومت جمهوری اسلامی در همکاری با رسانههای گروهی پخش فیلمی بود که در آن ملت آذربایجان را خلقی لا البالی معرفی میکند. در این فیلم آذربایجانیهای لا ابالی در مستی خود ایرانیان را به قتل می رسانند و بازماندگان مقتولین ایرانی با نشان دادن انسانیت خود به یاری همین قاتلین محتاج به کمک میشتابند.
بسیار جای تاسف است که، فرهنگ عقب ماندهٔ جوامعی مثل جامعه ایران خوبی یا بدی انسان را، در نهایت جهل ، ارتباط قومی میدهند.
قابل توجه و جای سوال است که:
۱) در کشوری که درتاریخ آن تجربهٔ دیالوگ پدیدهای کاملا غریبه است،
۲) در کشوری که در تاریخ آن تعویض حکومتی بدون کشت و کشتار را تجربهٔ نکرده،
۳۳) در جامعهای که انسانها با قل و زنجیر و قمه خود آزاری را بیمار گونه میپروراند، و لذت میبرند،
۴) در جامعه که در آن هنوز اشعار حافظ و سعدی خواند میشود و زمان در پسروی است
۵) در جامعهای که همسایه از شکنجه و اعدام همسایه عاری ندارد، آیا میشود فرهنگ انسان دوستی را جزئی از کلییت آن جامعه پذیرفت و شاید هم پرورانید؟
آیا این تلاشی نیست بر قول زدن همان ساده اندیشان و بخشی از خود آزاریهای بیمار که در یک شب در پای منبر ۱۰ واعظ مختلف به شنیدن ۱۰ نوع متفاوت قتل حسین مینشینند؟
انجمن آذر این تلاشهای غیر انسانی حاکمیت و نیروهای ناسیونالیست ملت ستیز را در مقابل میلونها ملت آذربایجانی حرکتی دور از هر نوع اخلاق میداند و آنرا محکوم میکند. انجمن آذر اعتقاد دارد که، تمام اقوام ساکن در ایران وظیفه دارند که در مقابل این حرکتهای نامنصفانه مقابله کنند و با تحریمهای مدنی اعتراض خود را به این تحقیر خلقی که سالیان سال جزئی از تاریخ و فرهنگ و بافت دولتی آن کشور بود را نشان دهند.
با آرزوی روزی که هم کیشان هویت همدیگر را محترم و پاس بدارند.
انجمن آذر
Print This Page
دستگیری دکتر حیدری استاد دانشگاه اورمیه به اتهام جاسوسی
میللی حرکت دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۸: دکتر نصرت حیدری از اساتید گروه شیمی دانشگاه اورمیه از 20 روز پیش مفقود شده و اخبار رسیده حاکی از آن است که وی به اتهام جاسوسی توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده است. مسئولان دانشگاه از تکذیب یا تایید این خبر خودداری می کنند.
بر کناری اساتید با اعمال برچسب های مختلف به شدت افزایش یافته است و به نظر می رسد موج جدیدی از پاکسازی در فضای دانشگاهی ایران در حال انجام است.
دکتر نصرت حیدری در سال 1339 در شهرستان جلفا متولد شد و تحصیلات متوسطه را در شهرستان ارومیه به پایان رساند و مدرک لیسانس را از دانشگاه تبریز و فوق لیسانس را از دانشگاه کویتنگن آلمان دکتری را از دانشگاه دورتموند آلمان اخذ نمود و هم اینک استادیار گروه شیمی دانشکده علوم دانشگاه ارومیه می باشند .
Print This Page
سخنان ترقي درباره برخورد دولت چين با مسلمانان
اعتماد: معاون امور بين الملل حزب موتلفه اسلامي معتقد است دولت چين حق دارد براي حفظ ثبات و امنيت با اغتشاشگران برخورد کند. به گزارش ايلنا «حميدرضا ترقي» در ديدار با دبير و هيات همراه حزب کمونيست چين در استان سيچوان با تاکيد بر اينکه روابط بين دو حزب موتلفه اسلامي و حزب کمونيست چين وارد پنجمين سال شده است، گفت؛ «اتهامي که در چند ماه اخير به ما به عنوان يک حزب در نحوه ارتباط با احزاب چين وارد شده است، نحوه برخورد با مسلمانان چين است.
ما ضمن اينکه از ثبات و امنيت چين دفاع مي کنيم و حق مي دهيم که دولت چين براي حفظ ثبات و امنيت با اغتشاشگران برخورد کند اما برخورد با مسلمانان چين به گونه يي در خارج از اين کشور منعکس شد که گويي در حق مسلمانان اين کشور ظلم شده است و اين عاملي شد براي آنکه برخي از جريانات سياسي در داخل کشور ما که اصلاح طلب ناميده مي شوند در شعارهاي خود عليه ارتباطات ايران و چين موضع گيري کنند .
Print This Page
توطئه جدید تهران بر علیه ملت آذربایجان
آیا تبریز پایتخت جهان تشیع هست یا اردبیل !؟
میللی حرکت : سناریوهای رژیم تهران برای ایجاد شکاف در میان ملت آذربایجان و زیر سئوال بردن هویت سرزمینی و یکپارچگی آذربایجان فزونی گرفته است .
در سفر احمدی نژاد به تبریز ، سند ملی پایتخت جهان تشیع به نام تبریز ثبت گردید . این در حالی است که جامعه آذربایجان با داشتن اعتقادات عمییق به ائمه اطهار علیه السلام روی به سکولاریزم آورده است . حکومت شیعه صفوی برخاسته از آذربایجان مقابل حکومت سنی عثمانی قرار گرفت . تجربه بسیار تلخ شهادت مسلمانان در این جنگها ، باعث ایجاد سکولاریزم بین دو ملت شد اما اعتقادات اسلامی در هر دو ملت به اسلام با رویکردی تازه هویداست . دوملت به عنوان میراث دار بزرگترین امپراطوری های مذهبی امروز شعار یک ملت دو دولت سر می دهند . در زیر عکسهایی از مسجد ایا صوفیه نمایش داده می شود تا میزان ارادت ملت ترکیه نسبت به ائمه اطهار نشان داده شود .
در حالی که جامعه آذربایجان دغدغه اقتصاد و هویت ملی را می کشد ، تهران رو به ثبت سندی کرده که خواسته هیچ یک از ملت آذربایجان نبوده و کسی در تبریز به خاطر آن خوشحالی نمی کند . ابعاد بسیار خطر ناک این موضوع وقتی هویدا می شود که نمایندگان اردبیل که صدای بلند اردبیل در خواست حقوق ملی خود را نمی شنوند ، شروع به داد و فریاد از طرف اردبیلیها در مخالفت با ثبت سند به نام تبریز می کنند . جالب آنست که احمدی نژاد که اهل سمنان است هویت آذربایجانی و اردبیلی پیدا می کند .
گزیده خبر مربوط به این موضوع :
واکنش نماینده حامی دولت به اظهارات احمدینژاد: اولین پایتخت شیعی، اردبیل است نه تبریز - پارلمان نیوز - ۱ روز قبل
نماینده گرمی در واکنش به حضور محمود احمدینژاد در همایش «تبریز؛ نخستین پایتخت تشیع درجهان اسلام» و رونمایی از سند ثبت ملیای با همین نام، اظهار داشت: معرفی تبریز به عنوان پایتخت تشیع، یک سرقت تاریخی است. به گزارش نواندیش ولی اسماعیلی که از نمایندگان حامی دولت است با اشاره به مستندات تاریخی در مورد حکومت صفویان در اردبیل، اظهار داشت: حکومت این سلسله تاریخی از ابتدا در اردبیل آغاز شده و مهر حکومتی شاه اسماعیل در این شهر ساخته شده است. به گفته وی مقبره شیخصفیالدین اردبیلی و شاه اسماعیل و خانوادههای آنان نیز در اردبیل قرار دارد. نماینده گرمی با بیان اینکه در زمان حکومت صفویه، اردبیل به عنوان "دارالارشاد" خوانده میشد، ادامه داد: ارتباط این سلسله با شهر تبریز تنها در آن است که شاه اسماعیل در مسجد جامع تبریز، حکومت صفوی را اعلام کرد. این یک مورد هم دلیل نمیشود که تبریز را پایتخت تشیع بنامند. وی از ناراحتی مردم اردبیل ر این زمینه یاد کرد و افزود: نمایندگان استان اردبیل و مسئولین این استان، این سرقت تاریخی را به شکل جدی پیگیری خواهند کرد. چرا که معتقدیم باید هرچه زودتر از این سرقت تاریخی جلوگیری شود.
خبر: رئیس جمهور در حاشیه سفر به تبریز، اقدام به رونمایی از سندی کرد که اگر چه «ملی» نام گرفته بود اما زمینههای نارضایتیهایی را به وجود آورده است.
محمود احمدی نژاد با حضور در همایش «تبریز؛ نخستین پایتخت تشیع درجهان اسلام»، سند ملی ثبت تبریز به عنوان پایتخت تشیع را امضا کرد.اقدامی که از سوی رئیس مجمع نمایندگان اردبیل بعید به نظر میرسد و میگوید: از آقای احمدینژاد که خودش آذریزبان و از توابع اردبیل است بعید به نظر میرسد چنین کند. سیدکاظم موسوی که شخصاً از این اقدام رئیسجمهور خبر نداشت و به واسطه تماس روزنامه خبر متوجه این امر شد، ادامه داد: آقای احمدینژاد مرد عاقل و عارفی هستند. همه میدانند که مرکز اشاعه فرهنگ تشیع در اردبیل بوده و اساساً صفویه از اردبیل برخاسته است.
او که میگفت در صورت صحت این خبر، حتماً آن را در دیدار هفته آیندهاش با احمدینژاد درمیان خواهد گذاشت، ابراز امیدواری کرد تا طرح موضوعاتی از این دست و رسانهای شدن آن منجر به ایجاد فاصله، تفرقه و تشتت در میان مردم منطقه نشود، به ویژه آنکه هر دو طرف و حتی رئیسجمهور هم آذریزبان هستند. موسوی که از جمله حامیان احمدینژاد در مجلس است، در توجیه این اقدام وی گفت: حتی اگر ایشان چنین کاری هم کرده باشند، یقیناً منظورشان تبریز نبوده، بلکه منطقه آذربایجان با مرکزیت اردبیل را پایتخت تشیع دانستهاند
جنجال برسر اظهارات احمدی نژاد در مورد پایتخت شیعه رخ داد؛
از آقای احمدینژاد که خودش آذریزبان و از توابع اردبیل است بعید به نظر میرسد چنین کند. سیدکاظم موسوی که شخصاً از این اقدام رئیسجمهور خبر نداشت و به واسطه تماس روزنامه خبر متوجه این امر شد، ادامه داد: آقای احمدینژاد مرد عاقل و عارفی هستند. همه میدانند که مرکز اشاعه فرهنگ تشیع در اردبیل بوده و اساساً صفویه از اردبیل برخاسته است.
ولی اسماعیلی نماینده گرمی هم در زمره نمایندگان حامی احمدینژاد است اما صراحتاً از اعتراض مردم اردبیل نسبت به این اقدام رئیسجمهور خبر داده و گفته است: معرفی تبریز به عنوان پایتخت تشیع، یک سرقت تاریخی است. وی با اشاره به مستندات تاریخی در مورد حکومت صفویان در اردبیل، اظهار داشت: حکومت این سلسله تاریخی از ابتدا در اردبیل آغاز شده و مهر حکومتی شاهاسماعیل در این شهر ساخته شده است. حتی مقبره شیخصفیالدین اردبیلی و شاهاسماعیل و خانوادههای آنان نیز در اردبیل قرار دارد. نماینده گرمی با بیان اینکه در زمان حکومت صفویه، اردبیل به عنوان «دارالارشاد» خوانده میشد، ادامه داد: ارتباط این سلسله با شهر تبریز تنها در آن است که شاهاسماعیل در مسجد جامع تبریز، حکومت صفوی را اعلام کرد. این یک مورد هم دلیل نمیشود که تبریز را پایتخت تشیع بنامند. او معتقد است که باید هرچه زودتر از این سرقت تارخی جلوگیری شود.
بشیر خالقی دیگر نماینده اردبیل هم اگرچه از اقدام احمدینژاد خبر نداشت اما به «خبر» گفت که همه میدانند که اردبیل پایتخت صفویه بوده است. او نیز همچون دو نماینده دیگر این استان قول پیگیری و بررسی این موضوع را داد.
ثبت تبریز به عنوان پایتخت تشیع در مراسمی صورت گرفت که سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد، حمید بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و احمد علیرضابیگی استاندار آذربایجان شرقی نیز در آن مراسم حضور داشتند اما هیچ یک از آنها اعتراضی به این اقدام نکردند.
البته در دولت نهم نیز شاهد چنین سوءتفاهامات قومی آن هم از ناحیه رئیس سازمان میراث فرهنگی و معاون وی بودهایم. اسفندیار رحیممشایی در جمع بیش از ۶۰ نفر از سفرای خارجی در سنندج، سرزمین آذربایجان غربی را سرزمین کردها نامیده بود که با انتقاد شدید نمایندگان ارومیه مواجه شد.
کما اینکه نادر قاضییور به طعنه وی را متخصص مردمشناسی خواند که با اظهاراتش امنیت ملی، یکپارچگی و وحدت اقوام را تحت ذهنیات خود قرار میدهد. این نماینده ارومیه به استناد اعتراض مردم منطقه از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی خواست تا با فراخوانی وی به مجلس، نتیجه بررسی خود را به استحضار نمایندگان برساند. او حتی در شهریورماه سال گذشته به رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای امنیت ملی در این زمینه تذکر داد.
Print This Page
احمدی نژاد
هيچ عاملی نمیتواند مانع توسعه روابط ايران وگامبيا شود!
ایرنا: رييس جمهوري اسلامي ايران در ديدار با همتاي گامبيايي خود در بانجول با اشاره به عزم مصمم دو کشور براي توسعه روابط دو جانبه گفت: هيچ عاملي نمي تواند ما را از رسيدن به اهداف خود در اين مسير متوقف کند.
دکتر محمود احمدي نژاد يکشنبه شب پس از ديدار و گفت وگو با ال حاجي يحيي جامه رييس جمهوري گامبيا در جمع خبرنگاران افزود: جمهوري اسلامي ايران و گامبيا مصمم هستند روابط دو جانبه خود را در زمينه هاي مختلف توسعه دهند.
وي در پاسخ به سوال خبرنگار راديو و تلويزيون گامبيا در خصوص وضعيت روابط دو کشور تصريح کرد: روابط دو کشور ايران و گامبيا بسيار دوستانه ، برادرانه و قابل گسترش است.
احمدي نژاد گفت: در اين سفر توافقات بسيار خوبي انجام شده که در زمينه سرمايه گذاري متقابل دو کشور بخصوص در بخشهاي صنعت، کشاورزي و بسط همکاري هاي دو جانبه سياسي با اهميت است.
رييس جمهوري اسلامي ايران افزود: امروز جهان با بحران هاي متعددي مواجه است که بايد همه دولت ها براي حل اين چالش ها کمک کنند.
وي يادآور شد: در اين زمينه ها دو کشور داراي ديدگاه هاي مشترک هستند و اعتقاد دارند که ساختارهاي جهاني بايد به سمت عدالت اصلاح شود.
احمدي نژاد با اشاره به مذاکراتش با رييس جمهور گامبيا گفت: بحران هاي منطقه اي بايد براساس عدالت و به نفع ملت ها حل و فصل شود و حقوق ملت هاي عراق، فلسطين و افغانستان بايد احيا شود.
رييس جمهور تاکيد کرد: در اين نشست همه کارهاي دو و چند جانبه مورد بررسي قرار گرفت و مسوولان و وزراي مربوطه در حوزه هاي کاري خود گزارشاتي از روند تصميمات گذشته ارايه کردند.
وي با تاکيد بر همکاري هاي دو جانبه ايران و گامبيا خواستار سرعت بخشيدن به گسترش همکاري هاي دو کشور در سطح جوامع بين المللي شد.
احمدي نژاد با قدرداني از دعوت رييس جمهور گامبيا و استقبال خوب و گرم دولت و مردم اين کشور خاطر نشان کرد: آقاي يحيي جامه مصمم هستند کشور گامبيا را به سمت پيشرفت و توسعه با سرعت به پيش ببرند و ما هم احساس وظيفه مي کنيم در حد توان در کنار دولت و ملت گامبيا باشيم.
وي با ابراز علاقه براي ديدار با مردم اين کشور گفت: به علت فشردگي برنامه ها نتوانستم به ابراز احساسات مردم خوب اين کشور پاسخ دهم.
Print This Page
به بهانه قتل عام بيش از۷۵ نفراز ملت آذربايجان در 21 آذر1325
در آستانه سالگرد نهضت ملی 21 آذر هستیم. فرقه دموکرات آذربایجان که سعی در استقرار یک دولت محلی بر مبنای فدرالیسم و در چارچوب تمامیت ارضی ایران داشت، یک سال بعد از تشکیل یعنی در 21 آذر 1325 به دست دژخیمان رژیم پهلوی قتل عام شد. در آخرین روزهای پاییز 1325 ، ارتش دولت مرکزی از طریق توپخانه های زمینی و هوایی زمستان سیاهی را برای مردم آذربایجان به ارمغان آورد. به روایت اسناد تاریخی، در چنین روزهایی کوههای مغرور قافلانکوه و کوچه های دل انگیز تبریز پر از جسد مردانی بود که یک سال پیشتر با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان به ایرانیان گفتند: " ... امید ما بر این است که هر آذربایجانی وطن پرست-خواه در داخل و خواه در خارج آذربایجان- در راه رسیدن به این مقاصد مقدس با ما همصدا و همراه خواهد بود. طبیعی است که اگر انسان خانه خود را اصلاح نکند، نمی تواند برای اصلاح محله، شهر و یا مملکت خود بکوشد. ما ابتدا از آذربایجان که خانه ماست شروع می کنیم و ایمان داریم که اصلاح و ترقی آذربایجان موجب ترقی ایران خواهد شد و بدین وسیله میهن از دست قلدرها و مرتجعین نجات خواهد یافت.
به گواه تاریخ، جنبش مردمي 21 آذر 1324 آذربايجان تحت رهبري فرقه دموكرات آذربايجان از درون جامعه آذربایجان جوشيده و بستر سیاسی و اجتماعی این جنبش نه از آن سوی مرزها, بلکه از شرایط نابسامان و ظلم های روا شده به مردم این خطه در دوره رضاخان و پسرش، فراهم شد. مهمترين ویژگی های اين جنبش را مي توان به صورت زير برشمرد:
الف: تداوم راه مبارزه ناتمام مردم ايران و آذربایجان در راه آزادي و دموکراسی.
ب: احقاق حقوق ملي و مدنی مردم آذربایجان و به عبارتی حل مسئله ملی در قالب فدرالیسم.
ج: دارا بودن خصلت ضد فئودالي و عدالت جویی.
براي اولين بار در ايران رهبران روشن بين انقلاب مشروطيت كه به طور عمده در انجمن ايالتي تبريز و نيز مجلس اول (شوراي ملي) جمع شده بودند با توجه به مليت هاي گوناگون ساكن در ايران به حل مساله ملي براي پايدار نمودن امر دمكراسي اهتمام جدي ورزيده و با تنظيم موادي به صورت متمم قانون اساسي و تصويب آن در مجلس اول شوراي ملي، گام بلند و ارزشمندي را در جهت احقاق حقوق مليت هاي تحت ستم برداشتند. بدين ترتيب اصول ٢٩ - ٩٠ - ٩١ - ٩٢ و ٩٣ قانون اساسي به تصويب مجلس رسيد كه متاسفانه از مجلس دوم به بعد به بوته فراموشي سپرده شد. گرچه اصطلاح فدراليسم در آن دوره مورد استفاده قرار نگرفت و اين امر به يك معنا طبيعي نيز بود، زيرا رهبران انقلاب مشروطه به شاه مشروطه اعتقاد داشتند نه به شيوه ديگر اداره جامعه. اما اگر اين پنج اصل متمم قانون اساسي به دقت مورد مطالعه قرار گيرد، متوجه خواهيم شد كه رهبران انقلاب در آن دوره عملا از مشروطيت ، مضمون يك جامعه فدراليستي را در نظر داشته اند. بي فايده نخواهد بود اگر سه اصول از اين ٥ اصل را نقل نماييم:
اصل 2٩ متمم قانون اساسي: منافع مخصوصه هر ايالت و ولايت و بلوك به تصويب انجمن هاي ايالتي و ولايتي به موجب قوانين مخصوصه آن مرتب و تسويه مي شود.
اصل ٩١: اعضاي انجمن هاي ايالتي و ولايتي بلاواسطه از طرف اهالي انتخاب مي شوند مطابق نظام نامه انجمن هاي ايالتي و ولايتي.
اصل ٩٢: انجمن هاي ايالتي و ولايتي اختيار نظارت تامه در اصلاحات راجع به منافع عامه دارند با رعايت قوانين.
متاسفانه سرنوشت اين اصول نيز مانند سرنوشت انقلاب مشروطيت گشت. مقاومت نيروي ماند جامعه تحت هدايت محمدعلي ميرزا و ديكتاتوري رضا شاه ، مانع از اجرای اصول فوق گشت. در دوره رضا شاه نه تنها اصول فوق و نيز ساير اصول قانون اساسي به فراموشي سپرده شد، بلكه سياستي درست ضد آن اصول در پيش گرفته شد كه حاصلي جز ايجاد تفرقه در بين مليت هاي ساكن ايران نداشت. رضا خان و دار و دسته اش در زمينه سركوب خواست هاي مناطق ملي و بويژه آذربايجان هر چه در توان داشتند انجام دادند، گو اين كه آن ها مي خواستند انتقام سرنگوني خاندان قاجار و بخصوص محمدعلي ميرزا را از مردم متفكر و مبارز آذربايجان بگيرند. عبدالله مستوفي استاندار وقت آذربايجان سرشماري در تبريز را "خر شماري" ميناميد و محسني رئيس فرهنگ اين استان براي كسي كه تركي حرف مي زند مجازات سنگيني تعيين كرده بود. گرچه آذربايجان خود به غله نياز مبرمي داشت ، اما محصولات غذايي توليد شده در اين استان به زور شمشير با نازلترين قيمت خريداري و به استان مركزي ارسال مي گشت. فئودال ها، تحت حمايت دولت مركزي دهقانان را به بيگاري كشيده و از تجاوز به مال و جان و ناموس مردم اين خطه كوچكترين ابايي نداشتند. تحت چنين زمينه هاي عيني و ذهني بود كه اشغال ايران رخ داد و ديكتاتوري رضا خان از هم پاشيد و آزادي نسبي در كشور برقرار گشت. فرقه دموكرات آذربايجان محصول اين شرايط عيني و ذهني بود، و خواسته اي جز تحقق خواست ديرين مردم خطه آذربايجان و سعادت تمامي ايرانيان نداشت. فرقه دموكرات آذربايجان از بدو تاسيس خود بر اجراي اصول قانون اساسي در مورد انجمن هاي ايالتي و ولايتي تاكيد داشت. روزنامه آذربايجان تحت عنوان "نخستين كنگره فرقه دموكرات آذربايجان" چنين نوشت: "... ايران وقتي آباد و خوشبخت و داراي وحدت ملي حقيقي خواهد شد كه انجمن هاي ايالتي و ولايتي مطابق نص صريح قانون اساسي تشكيل يابد و مردم اختياردار خانه خود گردند" (آذربايجان شماره ٢ مورخه ١٧/٦/١٣٢٤)
متاسفانه گرچه از تصويب اصول مورد درخواست مردم آذربايجان و حزب آن يك صد سال مي گذرد، ما هنوز در اول راه هستيم و صد افسوس هنوز هم كه هنوز است بسياري از روشنفكران جامعه ما، داراي مواضع شووينيستي بوده و هرگونه انديشه و حركتي را كه در راستاي حل دموكراتيك مساله ملي باشد، تجزيه طلبي دانسته و عملا با سركوبگران هم نوا مي گردند. ازاين گونه باصطلاح روشنفكران بايد خواست: تا به بازنگري در آموزه هاي اخلاقي خود بپردازند.واز سياست ،تاريخ نسازند،وتاريخ سياسي 21 آذر 1324 را بدون تعصبات سياسي خوانده وبه تحريف اين جنايت تاريخي ويکي از بارزترين مصداقهاي جنايت عليه بشريت ونسل کشي،بنفع مقاصد سياسي خود نپردازند.
Print This Page
" ادبیات ارزشمند فارسی "
چند کلمه به جای مقدمه
هزلیات سعدی» از نخستین طبعهای آثار او در ابتدای قرن شمسی حاضر تا کنون همواره در محاق حذف و سانسور بوده است. «محمدعلی فروغی» به هنگام چاپ «کلیات سعدی» با تصحیح خودش ـ در سال ۱۳۱۹ ـ ، این اشعار را به بهانهی خلاف اخلاق بودن کنار گذاشت و همهی نسخههایی که از آن تاریخ به بعد منتشر شدهاند و قریب به اتفاقشان بر اساس نسخهی فروغیست، از این قاعده تبعیت کردهاند
متن کامل و بدون سانسور
هزلیات سعدی
یازینین قالانی

بیانیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
در خصوص مسائل اخیر ترکیه
چند صباحی است که حزب حاکم AKP در ترکیه تلاشهای گسترده ایی را برای ورود به اتحادیه اروپا آغاز کرده و در این رهگذر به اقداماتی دست زده است که نه تنها موجبات بروز بحرانها و تهدیدات بزرگی در ترکیه شده بلکه مناطق تورک نشین همجوار این کشور در جمهوری آذربایجان، ایران (آذربایجان جنوبی) و نواحی تورک نشین شمال عراق را با نگرانی های اساسی روبرو ساخته است.پروژه بازگشایی مرز ترکیه و ارمنستان بدون توجه به اشغالگری ارتش ارمنستان در قره باغ و نسل کشی مردم مسلمان و تورک آذربایجان توسط دولت ارمنستان و بی اعتنایی دولت ترکیه بر این موضوع ناامیدی دولتها و ملتهای تورک را از دولت ترکیه را بیش از پیش نموده است، از طرفی دیگر پروژه تسلیم و عفو عمومی و بازگشت به خانه عناصر گروه تروریستی پ.ک.ک در حالی رقم میخورد که حزب DTP شاخه سیاسی گروه تروریستی پ.ک.ک با استفاده از این سیاستهای اشتباه و خانمان برانداز رجب طیب اردغان، با راه اندازی کارناوالهای تبلیغی از تروریستها به مثابه قهرمانان استقبال کرده و گویی که دولت حاکم ترکیه تسلیم تروریستها شده است. همچنین همگان بر پیمان تاریخی، دوستی و همکاریهای تروریستی پ.ک.ک و دولت ارمنستان از کمیته خویبون تا پ.ک.ک و خصوصا حزب داشناکسیون ارمنی و نیز رهبران تروریست شمال شرق عراق که اشرار و یاغیان کوه نشین دیروز که امروز در سایه چراغ سبزهای دول بزرگ حاکمان شهرها شده اند، آگاهند، و در چنین شرایطی دولتمردان ترکیه دست دشمنان ملتها و دولتهای تورک جهان را میفشارند که آینده ایی خطرناک را برای منطقه ترسیم میکنند.
سیاست ورزی و سیاست گذاری از جمله اصولی است که در اداره هر کشوری نقش حیاتی ایفا میکند اما اگر سیاست گذاریها مبتنی بر منافع زودگذر و بدون در نظر گرفتن منافع ملی و بی توجه به اهداف غایی و بلند مدت باشد، بدون شک هر کشوری را با مشکلات و بحرانهای بسیار جدی روبرو خواهد ساخت، و این مساله ایی است که نگرانی های جامعه آذربایجانی را هم در شمال رود آراز و هم در جنوب شدت می بخشد. چراکه سیاستهای دولت ترکیه مستقیما بر نواحی غربی آذربایجان تاثیرگذار است و سیاستهای اشتباه و نابودگر حزب حاکم ترکیه زمینه ساز آینده ایی بسیار سخت برای آذربایجان و نیز تورکهای عراق خواهد بود که مسئول مستقیم آن نیز رجب طیب اردغان، مغز متفکر حزب حاکم ترکیه می باشد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با ادای احترام به روح بلند شهدای تورک در 1918میلادی و نیز شهدای مبارزه با تروریسم که جان خود را در راه حفظ وطن از دست داده اند و با تاکید بر برادری ملتهای تورک جهان از دولت ترکیه می خواهد با ایجاد تغییرات اساسی در برنامه ها و سیاستهای خود خصوصا در مساله تروریستهای پ.ک.ک و شاخه های سیاسی و اقتصادی آنها بار دیگر به نقش تاریخی خود در قبال ملتهای تورک عمل نماید و آرمانهای شهدای تورک و تاریخ و هویت مشترک و برادری ملتهای تورک را فدای مشتی تروریست و قاچاقچی که در نهایت به تجزیه کشور ترکیه می اندیشند و این مساله را بارها با صدای رسا اعلام کرده اند ننمایند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان امید دارد که دولت ترکیه صدای برادری آذربایجانیان را بشنود و گذشته از خود از سیاستهایی که منافع ملی آذربایجان را با خطرات بزرگی روبرو میکند پرهیز کند، همچنین اکنون زمانی است که ملتهای برادر ترکیه و آذربایجان بیش از هرزمان دیگری نیاز به نزدیکی و همفکری و همکاری برای دفع تهدیدات و فتنه های مشترک احتیاج دارند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
8 آبان 1388
30اکتبر 2009
Print This Page
تراختور ، صدای خفته یک ملت

(لطفا با لحن یک کودک پنجم دبستان بخوانید)
اسم من علی است. من یازده سال دارم و در یکی از روستاهای دورافتاده ی آذربایجان زندگی می کنم. روستای ما از تبریز 160 کیلومتر فاصله دارد. من طرفدار تراکتورسازی هستم. من خیلی به تبریز رفته ام. درسته سنم کم است ولی خیلی از بازیهای تراکتور را از نزدیک تماشا می کنم. ورزشگاه ما هم مثل ورزشگاه اصفهانی ها خیلی از شهر دور است. ولی ورزشگاه ما هیچ وقت خالی نمی ماند. در ورزشگاه ما هیچ کس فحش نمی دهد. آقا معلم هم می گوید فحش بد است. من از فحش دادن بدم می آید. ولی وقتی بازی تراکتور مقابل سپاهان را از تلویون تماشا می کردم شنیدم که اصفهانی ها به ما فحش می دادند. من ناراحت شدم و گریه کردم. در کتاب سوم دبستان دیده بودم که نوشته بود اصفهان با فرهنگ است. آقای فردوسی پور هم خیلی می گوید که هواداران اصفهان با فرهنگ هستند. از آقا معلم پرسیدم که چرا اصفهانی های با فرهنگ به ما فحش می دهند. آقا معلم گفت " علی جان ما در تورکی یک مثل داریم که می گوید: کئچلین آدین قویاللار زلفعلی!! بعدشم هرچی دارن از ما تورکها دارند ولی نمک می خورند و نمک دان می شکنند. اگر صفوی ها اون همه چیز واسشون نساخته بودند الان هیچی نداشتند." آقا معلم گفت صفوی ها تورک بودند.
من از آقای عنایت خوشم نمی آید. همه ی داوران آقای عنایت از تراکتور بدشان می آید. ولی همه می گویند که اشتباهات آنها عمدی نیست. من نمی دانم آیا در هشت بازی می توان سهوی به ضرر یک تیم سوت زد؟
من بابام را خیلی دوست دارم. بابام برای من خیلی زحمت می کشد. بابای من خیلی پیر است. خودش هم تیم تراکتور را خیلی دوست دارد. در بازی مقابل سپاهان هم به خاطر اشتباهات داوری سکته کرد. من باز هم گریه کردم. مادرم گفت اگر بابات بمیرد آقای عنایت مقصر است.
در بازی با استقلال چند نفر چند تا بطری پرتاب کردند. کار خیلی بدی کردند. من خیلی ناراحت شدم. آقای شریفی خواست ما را محروم کند. بعد ما را فقط خیلی جریمه کرد. هواداران بوشهری به ما فحش دادند. هواداران سپاهانی هم فحش دادند. ولی جریمه نشدند. آقای فردوسی پور هم نشان نداد. ولی بطری پرتاب کردن ما را هشت و سی هم نشان داد. حتی همه اهالی روستای کوچکی مثل روستای ما هم مثل همه ی آذربایجان هوادار تراکتور هستند. ولی آقای فردوسی پور می گوید استقلال و پیروزی از تراکتور پر طرفدارترند. بابام می گوید: در رگهای تورکها خون ستارخان جریان دارد و قسم می خورد که واقعا تراکتور 30 میلیون هوادار دارد.
من وقتی نماز می خوانم دعا می کنم که در بازی با استیل آذین داور خوب قضاوت کند. از خدا خواهش می کنم کاری کند داور پنالتی های ما را بگیرد. من خیلی ناراحت می شوم وقتی بازیهای تراکتور فشرده برگزار می شود. آخر وقتی بازیها فشرده برگزار می شود بازیکنها خیلی خیلی خسته می شوند و تیم خوب نتیجه نمی گیرد و عمو فراز ناراحت می شود. من عمو فراز را خیلی دوست دارم. اسم عمو فراز را تو همه ی کتاب هایم نوشته ام. بعضی ها می گویند عمو فراز خیلی برای مربی بودن کوچک هست. ولی بابام می گوید بزرگی به سن نیست به درک و شعور است که آقای کمالوند هم همشو دارد.
من روزنامه ها و تلویزیون را دوست ندارم. چون خیلی حسود هستند. اصلا دوست ندارند تیم تراکتور را در جاهای بزرگ و در آسیا ببینند. آخر اگر تراکتور در آسیا بازی کند نام ایران و فوتبال ایران افتخار می یابد که به آسیا نشان دهد که در ایران تیمی هست که همیشه 70 هزار طرفدار در ورزشگاه دارد. بابام می گوید هروقت کاری با ما دارند به ما می گویند مردمان با غیرت آذربایجان ولی هروقت که خرشان از پل رد می شود می گویند چون در ورزشگاه می گویید "یاشاسین آذربایجان" آدم های بدی هستید.
من دوست ندارم تراکتور سیاسی بشود. تراکتور هیچ وقت سیاسی نبوده است. ما فقط تیم خودمان را تشویق می کنیم. ما مثل بازی استقلال و استیل آذین بر علیه کسی شعار نمی دهیم. ولی به جای استقلال ما را جریمه می کنند. من وقتی تراکتور بازی را هم می بازد تراکتور را تشویق می کنم ولی نمی دانم چرا هیچ کس نشان نمی دهد. ولی وقتی استقلالی ها بر علیه تیمشان که صدر جدول است شعار می دهند همه نشان می دهند. من خیلی بچه هستم و شاید عقلم نرسد ولی فکر می کنم هوادار همیشه باید تیمش را فقط تشویق کند.
من از آقای عنایت خیلی بدم می آید. آقای عنایت تیم ما را بازنده می کند و می گوید سهوی بود. شاید راست بگوید آخر من خیلی بچه هستم و عقلم نمی رسد تا باور کنم که می شود در هشت بازی بر علیه تراکتور سهوا سوت زد. آقای عنایت سپاهان را خیلی دوست دارد. آخر داورها همیشه به سود سپاهان قضاوت می کنند.
در آخر می گویم که من تراکتور را اندازه ی بابام دوست دارم. و آرزو دارم که دیگر داورها بر علیه تراکتور سهوا ناداوری نکنند. چون که تراکتور افتخار آذربایجان است. من تراختور را خیلی دوست دارم.
Print This Page
ماجراهای ابولی(ابوالقاسم فردوسی)
ابوالقاسم فردوسی در خاطرت خود می اورد (( یک شب که تنها در خانه نشسته بودم وهی تخمه می خوردم وشعر می سرودم یکباره دیدم در میزنند رفتم پشت در صدا زدم ها کیسته ؟ یک صدای کلفتی از پشت در شنیدم که می گفت در را باز کن من محمود غزنوی هستم گفتم این موقع شب چکار داری؟ هیچ میدانی ساعت چند است؟ محمود گفت در را باز میکنی یا بشکنم گفتم صبر کن صبر کن هم اینک در را باز میکنم در را باز کردم ومحمود داخل خانه شد وبا شدت عصبانیت گفته کرد .چکار میکردی .پاسخ دادم من کاری نمی کردم داشتم تخمه میخوردم محمود گفت دروغ نگو من میدانم که تو داشتی شعر میگفتی اگر راست میگویی بگذار داخل اتاق را نگاه کنم تا برایم ثابت شود . گفتم بفرما نظاره کن من که دروغ نمی گویم. به اتاق وارد شد وشروع به گشتن کرد گوشه فرش را بالا زد ونوشته هایم را پیدا کرد باچشمانی خشم الود رو به من کرد وگفته کرد اینها چیست؟ گفتم اینها را برای دل خود سروده ام من که با کسی کاری ندارم . محمودپاسخ داد کور خوانده ای من که می دانم تو شعر سیاسی میگویی الان اینها را در داخل تنور می اندازم تا دیگر ازاین غلط ها نکنی. گفتم تورا به یزدان قسم این کار را نکن اینها حاصل دوازده سال رنج من است ..اصلا چرا به حافظ وسعدی چیزی نمی گویی انها که علاوه بر شعر گفتن دختر بازی هم میکنند وتازه ان روز با دو چشم خود دیدم که حافظ به خیام سفارش دو دبه عرق سگی میداد به خدا راست میگویم . محمود گفت به تو چه تو هم عرضه داری برو دختر بازی با ان قیافه ای که تو داری دختر ها تف هم جلوی پای تو نمی اندازند.. ان روز هم دیدم که در کوچه حافظ اینا نشسته بودی ومیخواستی خواهر حافظ را تور کنی . اگر حرف اضافی بزنی خود را هم به همراه نوشته هایت داخل تنور می اندازم خلاصه تمام شعر هایم را در داخل تنور انداخت ورفت ومن ماندم و شعرها یی که سوخته بود دوازده سال از عمرم که بر فنا رفته بود اما ناامید نشدم وشروع کرم وتک تک بیت ها را دوباره سرودم این طور شدکه من شاهنامه را در سی سال سرودم اگر این اتفاق نمی افتاد سرودن شاهنامه بیش از بیست سال وقت نمی برد.))
مرتضي نگاهي و توهين به عباس لساني٫ستايش
فردوسي و اشتباه دانستن تفکر هويت طلبان! - ۱
جناب نگاهي در يکي از مقالات خود با شخصيت و حرفه عباس لساني اشاره کرده و در بخش گفتگو توهينهايي به وي روا داشته است. اين توهينها به قدري سخيف هستند که حتي افراد طرفدار برتري فارس را به اعتراض واداشته و حس انساني آنها را جريحه دار کرده است.
فردي مانند مرتضي نگاهي که آنقدر ساده لوح است که فکر ميکند با پاک کردن نوشته اش ميتواند آب رفته را به جوب برگرداند٫ ولي غافل از اين است که جوانان آذربايجاني در حال کنترل محافلي هستند که به گونه اي با آذربايجان در ارتباط هستند.
مرتضي نگاهي با صراحت از عدم تمايل عباس لساني به رهائي آذربايجان از يوغ فارس اشاره ميکند٫ وي را درس نخوانده و قصابي ميداند که ميتواند فارسي را سليس بنويسد (در حالي که سواد دانشگاهي ندارد! مطمئنا سواد از نقطه نظر آقاي نگاهي نيز دانستن فارسي است!)
جناب نگاهي رسما و تمام عيار از فردوسي شوونيست و نژاد پرست ضد انسان تعريف کرده و وي را فردي انديشمند مينامد و فحشنامه (شاهنامه) وي را خدمتي سترگ به بشريت اعلام ميکند. کاري که حتي شوونيستهاي فارس کمتر به آن غلظت به آن دست زده اند!
جناب نگاهي در ادامه مقاله اشان از تورکها به عنوان مهاجراني از مناطق دوردست نامبرده و در تبرئه فردوسي منفور مينويسد: “ترکانی هم که فردوسی از آنها نام برده اغلب ترکان آسیای میانه اند و نه ترکان ایران که احتمالا در زمان فردوسی هنوز در ایران جا نیفتاده بودند.” و اشتباه هويت طلبان را اينگونه شرح ميدهد: “منکر آن نیستم که بسیاری از هویت طلبان از فردوسی نفرت دارند و به اشتباه او را نژاد پرست و غیره می نامند.” نژادپرستي و نفرت فردوسي از تورک و زن و عرب و در واقع انسانيت را نيز به تبعيت از روساي فارس خود اينگونه توجيه مينمايد: “به نظر من فردوسی در دورهء خودش کار سترگی کرد و کتاب بزرگش البته خالی از عیب و ایراد نیست و گاهی زن ستیزی و ترک ستیزی و عرب ستیزی هم از زبان کاراکترهای کتابش جاری می شود که شاید هم در نهایت عقیدهء خود فردوسی هم باشد.”
هر چه هست دوران مبارزه است. خيلي از آنهايي که ماسک خود را تغيير داده و نقاب وطن پرستي يا انسان دوستي به صورت ميزنند ندانسته به اقداماتي دست ميزنند که باعث بدتر شدن وضع کنونيشان ميگردد. البته٫ دوراني است که خيليها سکوت کرده اند تا سابقه اشان از اذهان مردم پاک شود و سپس به عنوان رهبر مقاومت ملي پا به عرصه مبارزه بگذارند! مارهايي هستند که در دوران خواب و دقيقا در زمان قبل از پوست اندازي منتظر فرصت هستند. شناسائي٫ ثبت اعمال و اعتراض به موقع به افراد خودفروخته اي که در آينده اي نه چندان دور به عنوان يک تورک آذربايجاني و مدافع ايده آذربايجان بزرگ پا به ميدان جنگ خواهند گذاشت وظيفه تک تک جوانان حرکت ملي آذربايجان است.
متن مقاله٫ بحثهاي صورت گرفته و اظهار نظرات جناب مرتضي نگاهي براي اطلاع خوانندگان و نيز براي استفاده مدير سايت ايشان که ادعاي دود شدن مقاله (فقط بخش پاياني آن دود نشده است!) را دارند منتشر ميگردد.
چه خوب ميگويد عباس لساني: حرف آخرم به کساني است که دسته براي تبرهايي شده اند که بر ريشه امان فرود ميايند: کسي که هويتش را به بهايي اندک بفروشد٫ باور کن در روزهاي سخت براي فروش دين خود فرياد خواهد زد.
یازینین قالانی
استفاده ابزاری تروریسم کرد از مسئله حقوق بشر٫ غرب آذربایجان و
معضل زندانیان سیاسی کورد
اؤزگور نبي
مقدمه
شکنجه و اعدام انسان ها با هر وابستگی فکری و طبقاتی امری مذموم و به دور از شان و کرامت انسانی است. در عصر جدیده با تحولاتی که در مناسبات اجتماعی و انسانی صورت پذیرفته رعایت قانون و حقوق بشر، احترام به حقوق شهروندی ، دوری از خشونت ، دیالوگ، تبدیل به مبانی اجتماعی گردیده است. دولت های ممالک توسعه یافته اروپایی در ایجاد روابط با کشور های در حال توسعه ویا عقب مانده برای جلب نظر افکار عمومی کشور خود بحث حقوق بشر را در معادلات کلان اقتصادی و سیاسی جای می دهند. سران کشورهای در حال توسعه نیز به خاطر گسترش ارتباطات جهانی و رشد فعالیت های حقوق بشری درجهان وضع رعایت حقوق بشر در کشورشان را بصورت نسبی بهبود داده اند.
پارامتر های موجود در میثاق های بین المللی و نگرش جدید به مسئله حقوق بشر و رعایت حقوق شهروندی باعث گریده که اسامی ناقضان حقوق بشر و قربانیان نقض حقوق بشر در کشور های مختلف شناسایی و معرفی و تبدیل به سندی مهم در جهان شود. این اسناد به مرور زمان در مراودات بین الملی دخالت داده شده و به تابلوی حقانیت و یا محکومیت افراد و یا جمع ها بدل می شوند.
علیرغم رشد مثبت مسئله حقوق بشر در جهان، متاسفانه گاها شاهد آن هستیم که مسئله حقوق بشر از سوی گروه های فعال و دولت های مقتدر تبدیل به ابزار تحریف ، سرکوب، تصفیه فرهنگی سایرین می شود.
گروه های کرد فعال در مسئله حقوق بشر از جمله گروه هایی در جهان هستند که به علت دارا بودن تشکیلات های سیاسی قوی و قدیمی و حمایت های بی دریغ لابی ارمنی، روس و اروپایی از آن ها جایگاه برجسته ای در جهان خصوصا در سطح اروپا پیدا کرده اند. کوچکترین نقض حقوق شهروندی فعالین کارگری،دانشجویی، روزنامه نگاری و… کرد ها با تلاش گروه های حقوق بشری کرد با انعکاس گسترده ای روبرو می شود. در ۳۰ سال گذشته بیانیه ها و اسناد منتشره گروه های حقوق بشری کرد به عنوان سند رسمی مورد قبول قرار گرفته و سیاسیون کرد از این اسناد به نحو احس استفاده ابزاری کرده اند و حتی در بسیاری موارد رهبران سیاسی و نظامی گروه های تروریستی کرد که با توسل به شیوه های وحشتناک تروریستی مشغول نبرد هستند عملکرد های غیر دمکراتیک و ضد بشری خود را در پس پرده اسناد حقوق بشر کتمان کرده اند.
یکی از این موارد که سال های متمادی با ملعبه قرار دادن مسئله نقض حقوق ملت کرد در ایران از دید ناظران پنهان نگه داشته شده، مسئله ادعا های ارضی و سند سازی گروه های تروریستی کرد بر غرب آذربایجان و اعمال تروریستی آن ها در این منطقه آذربایجان است. گروه های حقوق بشر کرد در داخل ایران در اروپا و آمریکا در طول مدت فعالیت های شان با تحریف و سانسور حوادث و بدون ذکر علل به وجود آمدن وقایع گزارش شده با سئو استفاده از آمار های کذایی تلاش نموده اند که غرب آذربایجان را کردستان و مردم ساکن آن را با اکثریت کرد قلمداد کرده و حوادث اتفاق افتاده در غرب آذربایجان را سرکوب ملت کرد معرفی نمایند. یکی از شیوه های این تبلیغ منفی انتشار آمار های کذایی اعدامین و زندانیان کرد در زندان مرکزی اورمیه و ارجاع آن به مجامع بین الملی می باشد.
با کمال تاسف در سال های گذشته به دلیل غفلت فعالین تورک آذربایجانی این شگرد و پروژه گروه های حقوق بشر کرد توانسته است که بصورت نسبی تاثیر خود (با کمی گردش در موتور جستجوگر اینترنتی گوگل - ویکی پدیا می توان به گوشه های از این موفقیت پی برد) نشان دهد. البته لازم است خاطر نشان شود که در موفقیت گروه های حقوق بشر کرد خود سیاسیون تورک گرفتار در تار های عنکبوتی ایدولوژیکی ( هواداران تورک گروه های سیاسی سراسر ایران که سال ها قبل هم دوش با همین مدافعان امروزی حقوق بشر در پایگاه های نظامی گروه های تروریستی کرد مشغول انجام عملیات های تروریستی بودند) سهیم هستند. این سیاسون تورک مقیم اروپا و آمریکا کاسه داغ تر از آش شده و در سند سازی گروه های حقوق بشر کرد بر علیه ملت تورک غرب آذربایجان یک گام جلوتر هستند.
این مقاله تلاش دارد با نگاهی اجمالی به دلایل انتقال محکومان جرایم عادی و سیاسی کرد به زندان مرکزی اورمیه ، ماهیت پروژه کردستانیزیسیون کردن غرب آذربایجان از سوی تشکیلات های تروریستی کرد را از بابی دیگر( سئو استفاده از مسئله حقوق بشر) مورد تحلیل و کند و کاش قرار دهد. باشد که فعالین حقوق بشر آذربایجان به این مسئله مهم که می تواند در صورت کم توجهی تبدیل به معضلی برای ملت آذربایجان شود توجه وافری داشته باشند.
نگاهی به پیشینه تاریخی:
از سال ها پیش با سیر صعودی مهاجرت قبایل ایلات کرد به غرب آذربایجان مردم تورک منطقه همواره با شرارت سران قبایل و یاغیان کرد دست و پنجه نرم می کردند. شیخ عبیدالله، اسماعیل سیمیتکو، زروخان، اشو و اسکندر خان و چته های ( در فرهنگ کردی افرادی که به راهزنی مشغولند چته می گویند) که آنان از جمله یاغیانی هستند که پیشینه بسیار بدی در یاغی گری در منطقه غرب آذربایجان دارند. این یاغی ها که مامن شان عمدتا کوه های صعب العبور اطراف شهرهای غرب آذربایجان بود گاها با ماموران دولتی درگیر و گرفتار ژاندارم ها (در آن ایام در بین مردم به ماموران حکومتی ژاندارم که همان نیروهای ژاندارمری بودند اطلاق می شد) می شدند. آنها بعد از دستگیری به دلیل امنیت نسبی و تسلط قوای دولتی و مرکز استان بودن به اورمیه منتقل و بعد از طی مراحل مختلف زندانی و یا اعدام می شدند. تا انقلاب ۱۳۵۷ ایران این گونه اعدام و زندان ها به دلایل:
۱- کم تجربگی و ناپختگی گروه های سیاسی کرد
۲- عدم گسترش مباحث حقوق بشری در سطح جهان
۳- حمایت کشور های اروپایی و آمریکا از رژیم سابق ایران
۴- ماهیت یاغی گری زندانیان و اعدام شدگان
۵- عدم گسترش دستگاه های ارتباطی
از حساسیت کمی برخوردار بود. ولی با تغییر رژیم در ایران و ظهور جریان های سیاسی مخالف رژیم ایران ماهیت مسئله دگرگون شد و این دگرگونی و تبعات آن باز گریبان مردم بی دفاع غرب آذربایجان را گرفت.
انقلاب ۱۳۵۷ ایران و تغییر تاکتیک گروه های تروریستی کرد در غرب آذربایجان:
بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و با قدرت گرفتن حکومت اسلامی رو در رویی سیاسی گروه های مخالف حکومت جدید رفته رفته به جنگ های قهرآمیز و مسلحانه تبدیل گردید. از سال های ۱۳۵۹–۱۳۶۰ گروه های مسلح کرد نیز به رهبری حزب دمکرات کردستان در توهم ایجاد کردستان بزرگ با شعار” خودمختاری به کردان ، آزادی به ایران” غرب آذربایجان را آماج حملات خود قرار دادند. در این سال ها با عملیات گروه های تروریست کرد غرب آذربایجان تبدیل به صحنه ترور، انفجار و تصفیه های نژادی بود و شهرهای غرب آذربایجان هر روز شاهد قتل و غارت منازل و اتومبیل ها بود. این تروریست ها حتی به کاسبکاران تورکی که سالهای متمادی با دستفروشی در دهات کردنشین منطقه گذران زندگی مر کردند رحم نکرده و آنان را به قتل رساند ند.( اسامی و مشخصات تعدادی از این شهیدان تورک موجود است)
نقطه اوج اعمال تروریستی گروه های مسلح کرد که باید هم ردیف جنایت علیه بشریت نام مطرح شود، اخراج اجباری صد ها خانواده تورک از شهر های اشنو، خانا (پیرانشهر) و سویوق بولاق (مهاباد) و کشتار بی رحمانه مردم مظلوم سولدوز (نقده) بود.
مبارزه ادعایی گروه های تروریست کرد در مبارزه انقلابی و قهر آمیز با حکومت مرکزی ایران جای خود را به تروریزیم کور و حمله علیه مردم بی دفاع تورک غرب آذربایجان داده بود. تروریست ها برای ایجاد نارضایی و نا امنی منابع اقتصادی، کشاورزی،تجارتی، تاسیسات آب و برق و راه های مواصلاتی را هدف بمب های خود قرار می دادند. متاسفانه در آن اوضاع و احوال دهشت آلود سرکوب قهر آمیز و کور گروه های مسلح کرد از سوی حکومت ایران نتایج بد تری را برای غرب آذربایجان به ارمغان آورد که بعد از گذشت چندین سال هنوز گروه های تروریستی کرد به یاد آوری مظلومانه این سرکوب ها پرداخته و با توسل به آنها تبلیغات گسترده ای را به نفع خود آغاز کرده اند.
عناصر وابسته به گروه های تروریستی کرد که در غرب آذربایجان بوسیله نیروهای پاسدار انقلاب و یا کمیته های انقلاب اسلامی دستگیر می شدند جهت بازجویی به اطلاعات سپاه پاسداران (ساختمان سابق ساواک در اورمیه) منتقل و بعد از آن به زندان مرکزی اورمیه (جاده اورمیه – دریا) انتقال می یافتند و بعدا با حکم محاکم شرع و دادگاه های انقلاب اورمیه که همگی از وابستگان مذهبی حکومت اسلامی( خلخالی، موسوی تبریزی، جواهری، غفاری آذر و…) تشکیل می شد به اعدام می شدند. این شدت عمل حکومت ایران با انعکاس وسیع جهانی روبرو شده و وابستگان گروه های تروریستی کرد ادعا می کردند که حکومت ایران در کردستان!!! مردم و فعالین کرد را سرکوب می کند.
از سال سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ ( حوادث خونین تصفیه زندانیان سیاسی در زندان های ایران) آمار زندانیان سیاسی اورمیه به ترتیب زیر بود:
۱- حزب دمکرات کردستان که عمدتا از سایر نقاط به زندان اورمیعه منتقل شده بودند.
۲- سازمان مجاهدین خلق ایران
۳- حزب زحمت کشان کردستان ( کومله)
۴- چریک های فدایی خلق ( اقلیت)
۵- چریک های فدایی خلق ( اکثریت)
۶- تعداد معدودی از افراد پیکار،حزب توده، آرمان مستعضفین، گروه فرقان …
از همان سال ها تا به امروز شاخه های مختلف گروه های تروریستی کرد در خارج از ایران با عناوینی چون جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی کرد ستان، کمیته دفاع از خانواده های زندانیان سیاسی کردستان، کمیته های دانشجویی دفاع از حقوق بشر کردستان و کمپینک های دفاع از حقوق بشر حول سه محور اساسی:
الف: محکومیت جهانی جمهوری اسلامی در نقض حقوق بشر ملت کرد
ب : مطرح ساختن مبارزات ملی کرد ها در سطح جهان
ج : کردنشین جلوه دادن غرب آذربایجان که آرزوی دیرینه آنان است.
فعالیت های خود را آغاز کردند. این افراد به ظاهر مستقل و فعال در امر حقوق بشر که می بایست بدور از غرض ورزی های سیاسی به دفاع از ملت کرد و سایر انسان های تحت ستم می پرداختند با سئو استفاده از مسئله حقوق بشر ، بصورت هدفمند و مغرضانه آمار هایی غلط و مجهولی را از شرایط اقلیت مهاجر کرد ساکن غرب آذربایجان ارائه داده و تلاش نمودند که غرب آذربایجان را متعلق به کرد ها معرفی نمایند.
اوضاع کنونی:
با گسترش حوزه فعالیت گروه تروریستی PKK و ظهور گروه های تروریستی PJAK - HPG بار دیگر مناطق غرب آذربایجان را با پدیده جدیدی از تروریسم روبرو ساخت. تغییر رویکرد گروه های تروریستی کرد از سوسیالیسم انقلابی به ناسیونالیسم افراطی کردی ( کورد میللیت چیلیکی) باعث آن شد که توهم ایجاد کردستان بزرگ در اذهان این گروه ها جدی تر شده و تمرکز تبلیغی گروه های تروریستی کرد به غرب آذربایجان بیشتر شود. وابستگان این گروه های تروریستی با بهره گیری از مسئله نقض حقوق بشر در ایران تلاش جدی خود را برای برجسته کردن آمار زندانیان سیاسی ، تعداد اعدام و کشته شدگانشان در در گیری های نظامی( البته لازم است اشاره شود بعضا در این آمار های کذایی اسامی کردهایی نیز که به جرم مواد مخدر، فحشا، مشروبات الکلی، تجارت اسلحه ، ربا، قتل ، راهزنی مسلحانه و… افزوده می شود) آغاز نمودند تا ادعاهای واهی خود بر غرب آذربایجان را موجه تر جلوه می دهند. این وابستگان گروه های تروریستی کرد حتی در مواردی مجرمان جرایم عادی و جنایتکاران را نیز به لیست زندانیان سیاسی کرد افزوده و از آن بهره برداری سیاسی کرده اند.
بر حسب آخرین آمار و تحقیقات انجام گرفته قریب به ۸۰ نفر در بند سیاسی زندان مرکزی اورمیه محبوس می باشند. از این تعداد 1 نفر حبس ابد ( عضو سابق سازمان مجاهدین خلق)، ۳ نفر فعال حرکت ملی آذربایجان ( ائلیاز یئکنلی، ائلمان نوری، هادی حمیدی) و چند نفر نیز پاکسانی و افغانی ( ظاهرا این افراد در رابطه با گروه های القاعده دستگیر شده اند) می باشند. تعداد قابل توجهی از این افراد از کرد های کشور های عراق، تورکیه و سوریه می باشند که برای انجام عملیات های تروریستی وارد خاک آذربایجان شده و بعد از دستگیری به زندان مرکزی اورمیه منتقل شده اند. تعداد انگشت شماری نیز از عناصر تروریستی هستند که حین انجام عملیات های تروریستی در شهرهای ماکی، سلماس، خوی، اورمو، سولدوز، اشنو،خانا( پیرانشهر)، سردشت، بوکان، سویوق بولاغ ( مهاباد) و حتی مریوان دستگیر و به زندان مرکزی اورمیه انتقال یافته اند. در بین این محبوسین تعداد زیادی انسان بی سواد و روستایی از مهاجرین کرد به غرب آذربایجان نیزمی باشد که صرفا به جرم پناه دادن به عناصر تروریستی دستگیر شده اند و فعالین به ظاهر حقوق بشر کرد از آنان به عنوان مبارزین کرد یاد می کنند.
حال جریان های تروریستی کرد با توسل به فعالیت های تبلیغی به ظاهر حقوق بشری خود برای تئوریزه و عملی کردن نقشه کردستانسیون کردن غرب آذربایجان ، با کتمان ماهیت تروریستی این افراد که عامل کشته شدن صد ها انسان بی گناه هستند ، بدون ذکر موقعیت سیاسی و وابستگی کشوری و دلیل انتقال شان به زندان اورمیه، غرب آذربایجان را منطقی عمدتا” کرد نشین و تحت سرکوب دولت ایران قلمداد و تبلیغ می کنند.
عناصر تروریست کرد که از کشور های مختلف برای انجام عملیات تروریستی وارد خاک غرب آذربایجان شده اند بعد از دستگیری و قبل از انتقال شان به زندان مرکزی اورمیه مدتی در بازداشتگاه های نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات به سر می برند( بسیاری از فعالین حرکت ملی آذربایجان در دوران بازداشت شان با این افراد در یک بند بوده اند) در این مواقع شبکه های به ظاهر حقوق بشری و خبرنگاری ( جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی کردستان شرقی ، روزنامه نگارانی مانند مسعود کردپور و…) گروه های تروریستی کرد با تبلیغات وسیع ادعا می کنند که فعالین کرد در کردستان شرقی!!! هدف سرکوب قرار گرفته شکنجه و اعدام می شوند. موارد بسیاری برای افشا این مسئله موجود است. با دقت به مطالب این دو سایت براحتی می توان دریافت که چگونه خبر ها به صورت ماهرانه و هدفدار تنظیم می شود.
۱- [1] www.urmiye.com…
[2] www.rojhelat.s…
برای آگاهی بیشتر از عمق مسئله کافی است به نمونه خانم “آیفر سور سو” اهل کشور تورکیه و عضو سازمان تروریستی PKK که با نام مستعار “سیلان آراس” و با کسوت خبرنگاری وارد خاک غرب آذربایجان شده بود و بوسیله نیروهای دولتی ایران کشته شد و خبر صدور حکم اعدام حکمت حسن دمیر (اهل کشور تورکیه) که از فرماندهان ارشد گروه تروریستی PJAK بوده و بعد از دستگیری به زندان مرکزی اورمیه انتقال یافته است اشاره کنیم.
آن گونه که در سطور نخستین مقاله نیز اشاره کردیم شکنجه و اعدام انسان ها با هر اندیشه و مرامی به دور از شرافت انسانی می باشد و محکوم است ولی سو استفاده ابزاری از مسئله حقوق بشر بر علیه ملت دیگر و سند سازی جهت غصب اراضی دیگران نه تنها قابل قبول نیست بلکه خود نمونه بارز نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی دیگران است . با افشا و فعالیت های علمی و منطقی در سطح جهان می توان تروریست هایی را که با نام و بهانه آزادی و مبارزه انقلابی لوله تفنگ خود را بسوی حقوق انسانی ، مدنیت و تمدن بشری ، انسانیت ، کانون های خانواده و زنان و کودکان معصوم نشانه رفته اند رسوا کرد. این موارد، حساسیت بیشتر فعالین حرکت ملی آذربایجان خصوصا فعالین حرکت ملی در غرب آذربایجان را می طلبد.
۲۸/۰۸/۲۰۰۷
۱- (ابراز انزجار گزارشگران بدون مرز از کشته شدن روزنامه نگار زن کرد در ایران
گزارشگران بدون مرز: آیفر سورسو روزنامه نگار خبرگزاری فرات (FHA, Firat Haber Ajansi) روز دوشنبه ۲ مرداد در منطقه مرزی در شمال غربی ایران (کیلراس در استان آذربایجان شرقی) به دست نیروهای ارتش ایران، ظاهرا طی یک عملیات نظامی علیه شورشگران کرد، کشته شده است .
آیفر سورسو روزنامه نگار شهروند ترکیه که با نام سیلان آراس مطالب خود را منتشر می کرد، در تیر ماه سال جاری برای تهیه گزارشی از خودکشی زنان کرد به ایران و شهرهای مهاباد و ارومیه سفر کرده بود.
گزارشگران بدون مرز از کشته شدن یک روزنامه نگار کرد به دست ماموران نظامی جمهوری اسلامی ایران خبر داده است. در اطلاعیه ای که این سازمان منتشر کرده، آمده است:
آیفر سورسو روزنامه نگار خبرگزاری فرات ( FHA, Firat Haber Ajansi ) روز دوشنبه ٢ مرداد در منطقه مرزی در شمال غربی ایران (کیلراس در استان آذربایجان شرقی) به دست نیروهای ارتش ایران، ظاهرا طی یک عملیات نظامی علیه شورشگران کرد، کشته شده است. گزارشگران بدون مرز با ابراز انزجار از قتل این روزنامه نگار جوان و فعال کرد از مقامات جمهوری اسلامی خواهان توضیح در این باره است.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند “ما از مقامات جمهوری اسلامی خواهان روشن شدن همه ی حقایق در باره این ماجرا هستیم. ما هنوزنمی دانیم که آیفر سورسو در رابطه با فعالیت های مطبوعاتی اش کشته شده است یا نه، اما این سرنخی است که نباید مورد اغماض قرار گیرد.”
خبرگزای کرد فرات، نظامیان ایران به قتل این روزنامه نگار متهم کرده است. خانواده این خبرنگار برای تحویل گرفتن پیکر فرزنداشان به بیمارستان شهر سلماس مراجعه کرده اند، اما مسوولان بیمارستان به آنها گفته اند که پیکر دخترشان در اختیار ماموران نظامی ایران است. خانواده آیفر سورسو توسط ماموران انتظامی بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته و سپس به ترکیه بازگرداننده شده اند.
احتمال می رود که سیلان آراس نزدیک به حزب کارگران کردستان ( PKK ) باشد. ایران بارها از سوی دولت ترکیه به یاری رساندن به فعالان پ کا کا متهم شده است. در ماه های اخیر ارتش ایران چندین عملیاتی نظامی علیه فعالان پ کا کا انجام داده است.)
Print This Page
دفاع از حقوق بشر در ايران يعني مشروع جلوه دادن اشغالگري و
تروريسم در آذربايجان!
هنوز خاطره تظاهرات ميليوني ملت تورک آذربايجان در بيش از ۳۰ شهر و شهرستان آذربايجاني فراموش نشده است. شهرهايي همچون سولدوز (نقده جعلي)٫ سويوق بولاغ (مهاباد جعلي)٫ همدان٫ قوم٫ تهران٫ رشت٫ آستارا و … در صف اول اعتراض به توهين فارسهاي شوونيست به ملت تورک قرار گرفته بودند. در آنروزها نه فارس و نه کرد توان لب باز کردن نداشت٫ چون صاحبخانه عصباني شده بود. راستي٫ چرا اين عصبانيت مانع از چشم دوزيهاي اشغالگران پليد به خاک پاک آذربايجان نميشود؟
ولي چندي است که گروههايي به اسم دفاع از حقوق بشر در ايران! اقدامات پلي خود را معطوف به معرفي تروريستهايي کرده اند که آرامش مناطق تورک آذربايجان را به هم زده اند. گروهکهاي تروريستي که با سؤاستفاده از نرمش و متانت صاحبخانه دست به اقدامات کثيفتري ميزنند به مرکز ثقل حقوق بشر شده اند در حال اجراي نقشه هاي شوم خود هستند.
سالهاي نه چندان دور در مناطق تورک آذربايجان مهمانهاي زيادي بر سر سفره صاحبخانه مينشستند. اين مهمانان در حقيقت مارهايي بودند که امروز در نتيجه تخم ريزي و پوست اندازي آنها شاهد تنشهايي هستيم و تهديدهايي را شاهديم که شايد اگر ناچيز انگاشته شوند آينده اي سياه براي منطقه ترسيم خواهند کرد.
کمکهاي مادي٫ نظامي و معنوي! آشکار و نهان قدرتهاي منطقه و جهان نيز حکايت از خيانتي دارد که براي نابود ساختن آذربايجان در دست انجام است. ايران٫ ارمنستان٫ اسرائيل٫ آمريکا٫ فرانسه٫ روسيه و بريتانيا هر کدام به نحوي دست در دست تروريستها دارند و با بهره گيري از سکوت مرموز و غير قابل درک فعالان به اصطلاح مشهور آذربايجان! نقشه هاي خود را عمليتر ميکنند.
کشورهاي مثلا بيطرفي مانند سوئد٫ يونان٫ دانمارک و آلمان نيز براي حفظ منافع خود حمايت ار تروريستها را در راس امور خود براي خاور ميانه قرار داده اند. حقوق بشر در واقع حقوق مورد نظر دولتهاست. کشوري که دفاع از تروريست و سرکوب مظلوم را به عنوان سياست جنگ با ترور پيش ميبرد بايستي که بهتر مورد شناسائي قرار گيرد.
یازینین قالانی
چندی است ، برخی افراد منتسب به حرکت ملی آذربایجان با گرایشات چپ گرایانه که سابقا عضو و یا هوادار گروه های چپ قبل و یا بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بوده و هم اکنون با همان وابستگی فکری در چارچوب حرکت ملی و در خارج از آذربایجان فعالیت می کنند، اتهامات غیر واقع و شبهه آلودی به مواضع و سیاست های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان وارد ساخته اند.
با توجه به اینکه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان همه ملت آذربایجان و گروه های حرکت ملی را در دفاع از سرزمین های غرب آذربایجان مسئول می داند، لذا تا به امروز تلاش کرده است با مد نظر قرار دادن شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی حاکم بر ملت و منطقه غرب آذربایجان وسلایق فکری و تشکیلاتی احزاب و گروه های حرکت ملی ضمن منظور نمودن مسائل امنیتی که هر روز و هر شب با آن دست و پنجه نرم می کند، از اصول دمکراتیک خارج نشده و کمیته مردمی را بسان جبهه ملی مبارزه با تروریسم به پیش برد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان برای جلو گیری از انشقاق جبهه ملی مبارزه با سرطان تروریسم در غرب آذربایجان تا کنون از پاسخ گویی به اتهامات و فرا افکنی های وارده خودداری نموده است . اما ظاهرا عطش تخریب و تهمت این دوستان در سایت ها و اتاق های پالتاک و گروه های اینترنتی که بر خواسته از جهان بینی ایدئولوژیکی آنها است، فرو کش نکرده و این بار در تریبونی ملی (GUNAZ TV) با سو ء استفاده از عدم حضور نماینده کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ( به دلایل امنیتی) جهت دفاع از مواضع و عملکرد کمیته به تنهایی پیش قاضی رفته به دور از انصاف به شبه افکنی و تهمت زنی آشکار علیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان می پردازند.
در برنامه مورخه ۱۳۸۶/۱۲/۰۵ تلویزیون GUNAZ که از سوی همکاران ساکن آلمان این تلویزیون تدارک دیده شده بود، برنامه سازان که از وابستگان گروه های چپ فعال در حرکت ملی آذربایجان می باشند با زیر پا گذاردن واقعیت های امنیتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و حتی مذهبی مردم غرب آذربایجان فعالین کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان را عاملین جمهوری اسلامی و ساخته و پرداخته اداره اطلاعات معرفی می نمایند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ضمن استقبال از نقدها، جهت تنویر افکار عمومی و با رعایت اصول امنیتی خود را مجاز به روشنگری در اتهامات وارده می داند.
۱- کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان برنامه فوق الذکر را که از GUNAZ TV پخش گردید به عنوان سیاست رسمی تلویزیون تلقی نمی نماید، اما انتظار می رود که آقای اوبالی به عنوان مسئول اول GUNAZ TV موضع شفاف خود را در مورد برنامه و موضوعات پخش شده در آن ابراز دارند.
۲- کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان اتهامات و توهمات سوسیالیست های آذربایجان علیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان را نتیجه همگرایی عقیدتی و تشکیلاتی آنها با گروه های کرد در داخل و خارج آذربایجان ارزیابی نموده و اعلام می دارد عملکرد و مواضع کمیته آنقدر شفاف است که کمیته در میان ملت آذربایجان سر بلند باشد.
۳- کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان مرز بندی امنیتی و سیاسی خود را با اردوگاه نیروهای چپ حرکت ملی آذربایجان را آن زمان مشخص کرد که این نیروها برای رسیدن به تخیلات انترسوسیالیستی خود بر سر میز مذاکره با رهبران گروه های تروریستی کرد نشستند و چه بسا در گفتگو های پنهانی خود با برادران عقیدتی شان در مورد غرب آذربایجان نیز تصمیم هایی گرفته اند. اگر قرار باشد روزی غرب آذربایجان فدای ایدئولوژی شود، کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ایستادن در کنار ملت آذربایجان را با هر اندیشه و مرامی، شرفی بزرگ برای خود محسوب می کند.
۴- کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان تاکنون در مورد انتخابات آتی ۲۴ اسفند مجلس شورای اسلامی ابزار نظر نهایی نکرده است که اینان قصاص قبل از جنایت کرده و تبدیل به بلند گوی اپوزیسیون شونیست جمهوری اسلامی شده اند. این کمیته با صدور فراخوانی از کلیه فعالین و احزاب حرکت ملی آذربایجان دعوت نمود که برای رسیدن به اجماع در مورد این انتخابات به بحث بپردازند و نتیجه این مباحث نیز جهت انتقال به عموم مردم بدون کوچکترین سانسور در وبلاگ و نشریه توپراق منتشر گردید( جالب این که چندین نظریه تحریم نیز در ویژه نامه درج شده بود). با توجه به فضا و سوال های ایجاد شده در بین مردم غرب آذربایجان، کمیته با تکثیر و پخش بروشور هایی به معرفی نامزد های حامی گروه های تروریستی کورد در غرب آذربایجان پرداخت . اما این مدعیان آزادی و سعادت بشری توجه داشته باشند که فرسنگ ها با شرایط داخل آذربایجان فاصله دارند و نسخه پیچیده شده آنها به دور از واقعیت است و از سوی مردم رد خواهد می شود.
۵- کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان بارها در بیانیه ونشریه توپراق در مورد شهید نامیدن سربازان وظیفه و یا افسران تورک ابراز عقیده کرده است (لطفا مراجعه کنید به نشریات توپراق). کمیته هر انسان تورکی را در هر کشور تورک زبانی که به دست تروریسم به شهادت می رسد شهید این ملت می داند. کمیته، هیچ وقت و هیچ موقع برای خوش آیند دیگران و یا صرفا به خاطر انترسوسیالیسم جهانی فرزندان بی ادعای آذربایجان را که در بدترین خفقان سیاسی – امنیتی در دانشگاه ها و خیابان ها و یا درغربت برای سعادت این ملت مبارزه می کنند عامل اطلاعاتی معرفی نخواهد کرد و یا در سایت ها و یا وبلاگ های چپ گرایانه خود سربازان تورک آذربایجان که بالاجبار و به خاطر وضعیت اسفناک اقتصادی در سپاه و بسیج و یا نیروی انتظامی به خدمت می پردازند و یا ارتش دلاور تورکیه را که هر روز تروریسم از آن قربانی می گیرد، خائن و سرکوب گر نخواهد خواند.( مراجعه کنید به مقالات سایت [1] SOLGUNAZ.COM)
۶- کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با شیوه های مختلف ( نشریه، CD، بیاینه ، بروشور و…) همواره تلاش کرده است در مورد بحث بسیار خطرناک ایجاد اختلاف عمدی ما بین تورک های شیعه و برادران تورک سنی غرب آذربایجان به روشنگری بپردازد و با باز نمودن زوایای پنهان دسیسه های حاکمیت مذهبی ایران و گروه های تروریستی در این مورد عملکرد حجت اسلام حسنی و برخی دغل بازان را که مذهب را ملعبه خود کرده اند محکوم نموده است.
۷- مدعی می شوند که با تشکیل و درپی سیاست های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان اختلاف بین تورک ها و کورد ها در غرب آذربایجان بیشتر شده است و کوردهای غرب آذربایجان به مسئله حساس شده اند.کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با رد این ادعا به مدعیان این مسئله یاد آور می شود که، برادران شما هنوز در اروپا، خواب شیرین پیروزی سوسیالیسم جهانی با مبارزه مسلحانه در کوه های کردستان را می بینید و به یاد آن روزها که دختران و پسران آذربایجانی را از نقده و اورمیه فریفته و برای ناسیونالیسم کورد قربانی می کردید تئوری می نویسید ولی غرب آذربایجان گرفتار سرنوشتی همچون قاراباغ است که 7 اسفند سالگرد جنایت داشناک های ارمنی در خوجالی اش می باشد.
۸- کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان، فارغ از دسته بندی و جناح بندی های حرکت ملی آذربایجان تلاش دارد به مانند جبهه ملی مبارزه با تروریسم به پیش رود و در این راستا خود را زیر مجموعه و یا وام دار کسی ندانسته و با تفکر ملی گرایی و با خطوط قرمز دفاع از اراضی منطقه غرب آذربایجان و با رعایت اصول امنیتی آماده همکاری و همفکری با همه جناح ها و جریان های حرکت ملی آذربایجان می باشد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
۱۳۸۶/۱۲/۰۵
(توضيح: باي بک ضمن احترام به عملکرد شفاف و قابل تقدير کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان٫ حمايت خود را از اين کميته و زيرمجموعه هاي آن اعلام ميدارد. هر گونه اقدام در جهت آگاه سازي عمومي و تحريک مليگرائي براي دفاع از خاک و ملت آذربايجان قابل تقدير ميباشد. تخريبات سلسله واري که متاسفانه از سوي برخي افرادمشهور در حرکت ملي و با اهداف ضد ملي صورت ميگيرند٫ از سوي باي بک محکوم ميگردند. ايکاش تمامي افراد و تشکلاتي که سنگ آذربايجان و مليگرايي به سينه ميزنند بتوانند حداقل يک هزارم از اقدامات عملي و قابل لمس کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان را به انجام برسانند. نبايد آگاه سازي عمومي در غرب آذربايجان و پررنگتر شدن خطر جدي تروريسم کرد را که توسط اين کميته انجام يافته است را مصادره کرده يا ناديده گرفت. سوسياليسم٫ حرکت چپ٫ مجاهدين خلق توبه کرده که خود را مليگراي ذاتي معرفي ميکنند! و يا کمونيسم ورشکسته نخواهند توانست در مبارزه براي استقلال ملي آذربايجان اختلال ايجاد نمايند.)
Print This Page
بازیگر سریال مسافران - درحال پخش از شبکه فارس زبان سه -
..... من علاوه بر چندین زبان .... به لهجه تورکی ، لری و بندری تسلط کامل دارم.
Print This Page
مئهران باهارلي- ٢٠٠٧
سؤزوموز
(اين مقاله در اعتراض به گشايش نخستين و تنها شعبه فرهنگستان زبان و ادب فارسي در ايران،در شهر تبريز مركز آزربايجان نوشته شده است)
ما ديگر اين ننگ را نميپذيريم
گفته اند "اگر ميخواهيد يك ملت را نابود سازيد، از تخريب زبان آن ملت شروع كنيد". اگر داراي زباني هستيد، يعني كه داراي دنيائي هستيد. دفاع از اين دنيا، حقي است كه زيستن و مسئوليتي است كه تاريخ به شما داده است. زبان امري فرعي نيست، ديگر نمي توان خلق ما را با دروغهائي مانند "مهم درك همديگر و افاده مرام به هر زباني است" فريب داد. اين، دروغ محض است. زباني استعماري و تحميلي مانند فارسي، به جاي آنكه همبستگي ايجاد نمايد، تجزيه و افتراق ببار مي آورد. به جاي ايجاد ارتباط با زباني تحميلي، سكوت و به جاي رضايت به زبان استعماري، جدائي انتخابي به دفعات بهتر و شريفتر است. ما زباني از آن خود داريم و آن ما را بس است. ما از تمام جهات بر عليه زبان عنصر قومي مسلط و نظام حاكم بر مائيم. اين حاكم گاها در قالب چپ و كمونيست، گاها در قالب مذهبي و بنيادگرا، گاها در قالب روحاني و آيت الله، گاها در قالب مليگرا و ليبرال و مقام رسمي و روشنفكر مركزنشين و محقق و دانشگاهي و فعال سياسي .... فارس ظاهر مي شود. ما با آنها به زبان تركي خطاب خواهيم كرد و ديگر هرگز فريفته استعمار و نژادپرستي فارسي در لفافه كلي گوئيهاي "زبان مشترك"، "مردمسالاري" و "تماميت ارضي" و "اسلام" و "تشيع" و "ماركسيسم" و "جهاني شدن" .... نخواهيم شد. آري، ما با زبان تركي بر عليه استعمار و نژادپرستي فارسي، بر عليه زبان تحميلي و قاتل فارسي عصيان خواهيم نمود. امروز در ايران، زبان نافرماني و عصيان، تركي است. سياست سركوب و ناديده گرفتن ملت، زبان و فرهنگ ترك از طرف دولت، نخبگان و قوم فارس، تنها به آزاد شدن پتانسيل نفرت و شعله ور شدن آتش انتقام جوئي در ميان خلق ترك كمك مي كند.
اصل ١٥ قانون اساسي فعلي جمهوري اسلامي ايران، منحصرا زبان و خط قوم اقليت فارس را به رسميت مي شناسد. قانوني
یازینین قالانی
تفاوتهای اردوغان و احمدینژاد در مجمع سازمان ملل
حضور همزمان رجب طیب اردوغان نخستوزیر ترکیه و محمود احمدینژاد رئیس جمهوری اسلامی در شصت و چهارمین اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، مقایسه تفاوتهای آشکار برخورد جامعه جهانی با دو کشور همسایه مسلمان و غیرعرب خاورمیانه را اجتنابناپذیر ساخته است.
اردوغان در مجمع عمومی، نماینده یکی از ۲۰ کشور بزرگ دنیا است. پس از پایان حضور در مجمع جاری، رئیس دولت ترکیه به منظور شرکت در اجلاس کشورهای عضو گروه ۲۰ عازم پیتسبورگ در ایالت پنسیلوانیا خواهد شد.
در اجلاس گروه- ۲۰ در پیتسبورگ، سران کشورهای قدرتمند جهان به جز اتخاذ تصمیم و مشورت پیرامون روشهای خروج سریعتر از بحران اقتصادی دو سال اخیر، مسائل حاد جهانی از جمله برنامههای اتمی ایران و نحوه مقابله مؤثر با آن را نیز مورد بحث قرار میدهند.
اردوغان پیش عزیمت به پنسیلوانیا، همراه با سایر رهبران برجسته جهان، در میهمانی رسمی شام اوباما در نیویورک حضور خواهد یافت. در طول سه روز اقامت در نیویورک، نخستوزیر ترکیه با بیش از ۲۰ رهبر برجسته اروپا، آسیا و امریکا دیدار و پیرامون مناسبات خارجی و نقش ترکیه در قبال مسائل مهم بینالمللی مذاکره خواهد کرد.
ملاقات با اوباما و دیدار اردوغان با بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد و گفتوگو پیرامون مسائل بهبود محیط زیست جهانی، بخشی از برنامههای فشرده نخستوزیر ترکیه در طول سه روز اقامت او در نیویورک بوده است.
پیش از ایراد سخنرانی در مجمع عمومی، نخستوزیر ترکیه در اجلاس مهم شورای امنیت که به ریاست اوباما در نیویورک برگزار میشود شرکت کرده و نظریات کشور خود را پیرامون ضرورت دست یافتن به خلع سلاح اتمی در جهان مطرح خواهد کرد.
حضور در اجلاس سران بالکان و همچنین اجلاس رهبران کشورهای دوست پاکستان در نیویورک از جمله برنامههای حاشیهای نخستوزیر ترکیه است. نخستوزیر ترکیه که نماینده چهره متجدّد و معتدل اسلام به شمار میرود، ضمن حفظ نقطهنظرهای مستقل سیاسی کشور خود در مناسبات منطقهای و جهانی، طی سالهای اخیر موجب افزایش نفوذ چشمگیر ترکیه در نظام جهانی شده است.
اردوغان در کنفرانسی که روز آخر ژانویه سال جاری در داوس سوئیس، تحت عنوان «غزه، مدلی برای خاورمیانه» همراه با شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل شرکت کرده بود، آن کشور را به شدت مورد انتقاد قرار داد. همزمان، ترکیه و دولت اردوغان میانجی اصلی آشتی سوریه و اعراب و زمینهساز عمده پیشبرد فعالیتهای جاری صلح در خاورمیانه به شمار میروند.
در همان دقایقی که محمود احمدینژاد رئیس جمهوری اسلامی در نیویورک از سوی یک شبکه تلویزیونی آمریکا به دلیل تکرار دعاوی او پیرامون هولوکاست و کشتار معترضان به نتایج انتخابات اخیر در ایران باز خواست میشد، اردوغان با نمایندگان لابی یهودیان در نیویورک دیدار داشت و در همان دیدار از اظهارات احمدینژاد در انکار هولوکاست ابراز نگرانی کرد.
ترکیه با جمعیتی معادل جمعیت ایران، و بدون بهره داشتن از منابع طبیعی و بخصوص ذخایر عظیم نفت و گاز ایران، با داشتن یک دولت هوادار اسلام، نه تنها موفق به تحکیم پایههای اقتصاد ملی خود گردیده و در ردیف ۲۰ کشور بزرگ جهان قرار گرفته، که اینک با برخورداری از احترام بینالمللی، یکی از کشورهای تأثیرگذار در مدیریت واقعی سیاسی نظام جهانی است.
متقابلاً، محمود احمدینژاد رئیس جمهوری اسلامی نیز، در نامه ناموزون و طولانی خود که چند روز پیش تحت عنوان «بسته پیشنهادی ایران» به نمایندگان پنج کشور عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان تسلیم شد، توصیههایی را برای مدیریت جهان و حل مسائل بینالمللی مطرح ساخته است.
برخورد جامعه جهانی با بسته پیشنهادی ایران، بیشتر از هر چیز، و حتی با گذشتن از کنار نگارش ابتدایی و پر اشتباه متن آن، بیشتر با طنز بوده است تا جدی گرفتن یک سند رسمی از سوی نماینده کشوری در اندازههای ایران.
حضور محمود احمدینژاد در اجلاس جاری مجمع عمومی، بر خلاف نحوه استقبال از اردوغان، از سوی بسیاری از کشورهای عضو سازمان ملل، غیر مثبت، چالشی، غیر سازنده و تحمیلی تلقی شده است. انتظار خروج توأم با اعتراض نمایندگان این کشورها از محل اجلاس مجمع، در ضمن سخنرانی احمدینژاد، ناشی از انعکاس نامطلوب تصویری است که رئیس جمهوری اسلامی، در تقابل آشکار با نقش سازنده و مثبت و متجدّد نخستوزیر اسلامگرای ترکیه، در جهان باقی گذارده است.
در مقایسه با نقش میانجیگرانه و سازنده نخستوزیر ترکیه، رئیس جمهور ایران متهم به تهدید صلح جهانی و انکار توهینآمیز رویدادهای تاریخی است. در حالی که اردوغان در اجلاس فوقالعاده شورای امنیت در مورد خلع سلاح اتمی سخن میگوید، بخش از نگرانیهای روز جهان و لبه اتهام شورای امنیت متوجه تهدیدهای اتمی جمهوری اسلامی و جستجوی راههایی برای متوقف ساختن این خطر است.
در حالی که نخستوزیر ترکیه آماده عزیمت به پیتسبورگ و مشاوره پیرامون رفع بحران اقتصاد جهانی میشود، رئیس جمهور ایران مجبور به باز گشت به تهران برای مقابله با نتایج تحریمهایی است که تحمیل آنها با پیشبینی رد مواضع ایران در جلسه روز اول اکتبر در ژنو با نمایندگان ۵+۱ کاملاً قابل انتظار به نظر میرسد. ایران، در کنار سایر میهمانان گروه ۲۰ از منطقه خود، مانند ترکیه، عربستان سعودی و اندونزی، قرار نگرفته است.
مواضع چالشی محمود احمدینژاد در مسائل سیاسی و امنیتی منطقه، تکرار ماجرای هولوکاست با هدف تحریک رهبران خارجی و رسانههای جهانی، و اصرار در ادامه برنامههای اتمی، که مشکوک به پیگیری هدفهای نظامی است، نه تنها رئیس جمهوری اسلامی را هدف انتقادهای گسترده جهانی قرارداده که تدریجاً دامنه انتقادپذیری او را به حیطه رهبران کشورهای همسایه و شرکای ایران، نظیر ترکیه و روسیه نیز کشیده است.
اصرار در تکرار رفتارهای تحریکآمیز سیاسی با هدف کسب شهرت فردی و مطرح شدن در رسانههای جهانی، توسط رئیس جمهوری اسلامی، در حالی صورت میگیرد که نمایندگان مردم ایران با حضور گسترده خود در نیویورک و ابراز مخالفت با مجموعه رفتارهای دولت آقای احمدینژاد، ضمن اعتراض به او، سعی در جدا نگاه داشتن حساب ایران و ایرانیان با دولت ایشان دارند.
در شب میهمانی شام اوباما در نیویورک، بنای مشهور امپایر استیت، به ابتکار ایرانیان، به رنگ سبز که نماد اعتراض به دولت محمود احمدینژاد است در میآید. اردوغان از محل بر گزاری شام رئیس جمهور آمریکا و در کنار سایر رهبران برجسته جهان، این نماد را از یک زاویه و محمود احمدینژاد از محل اقامت هیئت نمایندگی ایران در همان شهر، و هنگام صرف شام خصوصی با هیئت همراهان خود، از زاویهای دیگر شاهد خواهند بود. تفاوت این دو دیدگاه حاکی از تفاوت جایگاههای واقعی دو رئیس دولت در دو کشور همسایه مسلمان ایران و ترکیه در نظام جهانی است.
Print This Page
کردستان موهوم بزرگ، قبل از تشکیل، محکوم به فروپاشی است
مسئله تشکیل کردستان بزرگ و الحاق اراضی تاریخی اذربیجان ودیگر مناطق غیر کرد نشین مدتهاست باعث نگرانی هائی از زیاده خواهی (برخی از احزاب و نیز سازمانهای تروریستی)کرد و پشت پرده توطئه غرب برای این مناطق شده و بحثهای زیادی را به راه انداخته و تفاسیر مصاحبه ها و چاپ نقشه کردستان بزرگ و نشان دادن چنگ و دندان توسط آنان و به رخ کشیدن قدرت نظامی و مالی وبزرگ کردن قدرت منطقه اقلیم کردستان عراق تا اندازه یک کشور مستقل به این نگرانی ها دامن زده در حالی که واقعیت فروپاشی کردستان بزرگ قبل از تاسیس ان است.طی سالیان متمادی که بعضی از کردها در رویای تشکیل کشور مستقلی بودند و کشورهائی که بنا به دلایلی از طرح انها حمایت می کردند با افزایش اگاهی کردها متوجه واقعیاتی شدند.ان اینکه بر خلاف تصور خیلی ها بعضی از اقوامی که قبلا کرد تصور می شد کرد نبوده بلکه به اشتباه کرد نامیده می شده اند و حالا همان اقوام در حال جدا کردن حساب خود از کردها هستند که نمونه ان در ایران مخالفت شدید لکها و فیلی ها با کرد نامیدن خوددر عراق" شروع جدائی قسمتی از کردها و نامیدن خود به عنوان لر فیلی و تلاش برای تاسیس اقلیمی جداگانه و با نام لرستان عراق" در ترکیه "مخالفت زازها با کرد نامیدنشان" و تلاش "هورامی ها برای نامیدن زبان هورامی به عنوان زبان جدا از کردی" که نتیجه ان محدود شدن کردها فعلا به سورانی-کرمانجی و کلهری می باشد.
از نقطه نظر زبانی نیز وجوه افتراق کردها بیشتر از اشتراکشان می باشد به عنوان مثال قابل درک نبودن لهجه ای از کردی با دیگر لهجه کردی " که البته استفاده از لهجه یک اشتباه فاحش می باشد زیرا زبان کردی که ما به صورت کلی ان را کردی می نامیم به زبانهای سورانی –کرمانجی- و کلهری و غیره تقسیم می شود که این زبانها هم در داخل خود دارای لهجه های متفاوت می باشند. زبان کردی یک اصطلاح کلی می باشد و در برگیرنده واقعیات نمی باشد و می توان ان را با لاتین مقایسه کرد که ان هم در برگیرنده زبانهای ایتالیائی-اسپانیائی- پرتغالی و سایر زبانها می باشد.
از سوی دیگر در حالی که بخش عمده ای از کردهای ایران و عراق به زبان سورانی و با الفبای عربی تکلم می کنند و در حال تلاش برای رسمیت ان می باشند و ان را به صورت زبان ادبی و علمی در اورده اند کردهای ترکیه و سوریه عمدتا به کرمانجی صحبت کرده و با لاتین نگارش می کنند که در حال حاضر رقابت شدیدی بین انها برای عمومی کردن زبان خود در جریان می باشد.
در نتیجه کردها با دو مشکل عمده روبرو هستند:
1- اقوامی که خود را کرد نمی دانند و بر جدا بودن خود از کردها تاکید دارند و تعداد انها نیز قابل توجه می باشد.
2-تفاوت شدید زبانی و تلاش بسیاری از اقوامی که تصور می شد کرد هستند برای نشان دادن زبانشان به عنوان زبان غیر کردی مثل هورامی ها. علاوه بر این تلاش برای نشان دادن لرهای ساکن در عراق به جهانیان به عنوان لر نشان دهنده موارد زیر می باشد:
1- تلاش برای دادن هویت و الگوبرداری توسط لر های ایران در اینده و مقدمه تشکیل کشور لر2- عدم تمایل غرب و امریکا به دادن قدرت زیاد به کردها و در صورت تشکیل یک کشور کرد دولتی نه به بزرگی نقشه های چاپ شده بلکه به انداز های بسیار کوچک3- مقدمه چینی برای جهانی کردن هویت لر برای استفاده در سالهای اینده توسط غرب. حتی این احتمال وجود دارد که به جای کشوری به نام کردستان کشورهائی با نامهائی که در برگیرنده تیره انها می باشد تاسیس گردد مثلا کشور کرمانج یا کشور سوران یا غیره.
نتیجه: در پایان به تمام عزیزان دلسوز که نگران تصرف خاک پاک اذربایجان توسط مهاجران کرد می باشند خاطر نشان می کنم که تشتت در بین اکراد خیلی زیاد تر از ان می باشد که می توان تصور کرد.
در ضمن غرب نیز به اندازه ای که توسط کردها تبلیغ می شود پشتیبان انها نخواهد بود زیرا امریکا خواهان خاورمیانه ای ارام پس از تغیرات جغرافیائی مورد نظر خود می باشد نه جنگ و درگیری.
زیرا حتی به ادعای کردها هم کردستان رویائی در اراضی ادعائی انها تشکیل شود مدتی نخواهد گذشت که به دلایلی که در بالا به ان اشاره شده کردها به جان همدیگر خواهند افتاد و موجبات نا امنی را فراهم خواهند کرد که به نفع غرب و منافع انها نمی باشد.
البته این به ان معنا نیست که ما دست از مبارزه بکشیم و عرصه را برای جولان انها باز بگذاریم و همه چیز را به قسمت و تصمیم گیری قدرتهای استکباری محول نمایم.
نویسنده: مرتضی حسینی
قایناق : www.milliharakat.com
Print This Page

